Machine transcription
فصل اوّل
۲۵
قدری بیشتر از اسباب خود با خود حمل نماید و چون میدانستم تهیه آذوقه بجهت لشکر در راه
خان آباد خیلی اشکال دارد صد سوار را فرستادم تا آذوقه های اهالی ارته بوز که پانزده
هزار گوسفند و شتر هر قدر بتوانند تاراج نموده با خود بیاورند بعد از این لشکر خودرا
بسه دسته منقسم نمودم دسته اول را بسرکردگی سردار شمس الدین خان پسر سردار
محمد امین خان در جلو مقرر داشتم دسته دویم را که مشتمل بر لشکر ردیف و پیاده نظام و یک
قسمت از سواره نظام و چهار توپ بود در وسط قرار دادم دسته سوم را با تمام توپخانه
و بقیه پیاده نظام و یک ثلث سواره نظام در عقب تعیین نمودم صد سوار را که بجهت
آوردن گوسفند فرستاده بودم در قلعه موسوم بکوچه جنگل با من ملحق شدند اهالی تالقان از این هجرت
ما که بغتتاً واقع شد جری شده عقب سر ما میآمدند تعداد آنها تقریباً پنج شش هزار سوار بود
ولی جرأت نمیکردند ما حمله نمایند بجهت جلوگیری این کار یک فوج سرباز را حکم دادم
در غاری که تقریباً هزار ذرع طول داشت و کنار راه واقع بود خود را مخفی نمایند و بآنها
دستور العمل دادم وقتی که سوارهای یاغی از محاذی غار بگذرند بآنها شلیک نمایند منظوره
قرار داده بودم اجرای حکم نمودند چون لشکر من صدای شلیک را شنیدند برگشته بسوار
یاغی حمله نمودند این یورش که غفلتاً از جلو و عقب سوارها واقع شد آنها بکلی سراسیمه شده
باطراف پراکنده شدند بعضی از آنها خود را برودخانه انداختند بعضی از آنها بکوه گریختند که در
کلوخهای نامحفوظ باشند من حیث المجموع چهار صد نفر از این سوارها تلف شدند بعد از آن
بدون مزاحمت بطرف خان آباد میرفتم وقت شب یکی از توپهای ما حین عبور از روخانه
بآب افتاد دیدم سربازها نتوانستند توپ را از آب بیرون بکشند خودم پیاده شده با چند
نفر دیگر توپ را از آب کشیده بساحل رسانیدم ولی تمام لباسهایم تر شد نمیتوانستم از
از لشکر جدا شده تغییر لباس دهم سربازها هیزمهای خشک جنگل را آتش نموده لباسهای خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
