Machine transcription
فصل اول ١١
سه نفر عیال که مذکور شد بیشتر سمت مشار الیها نوه مرحوم امیر شیر علیخان و دختر پسر بزرگ آنمرحوم یعنی ابراهیم که عجالتا در هندوستانست این وصلت که میتواند دو خانواده پادشاهی بسلطنت کابل اتصال بدهد یعنی خانواده مرحوم امیر شیر علیخان و خانواده خودم و این وصلت جنگها و واغتشاشات استمراری که همیشه سبب نقار بین پدر من و مرحوم امیر شیر علیخان واقع میشد ختم می نماید عیال پنجم نیز از خانواده خیلی نجیب میباشد و پسرم با روسای اوزبک وصلت کار می نماید زیرا که این عیال دختر میر سهراب بیک پادشاه دساتق قلاب و خواهر زاده سردار عبد القدوس خان میباشد عیال ششم دختر رئیس ولایات منگل و خوست میباشد و پسری ازین عیال دارد که اسمش حیات الله خان و عمر اپسر دویمی حبیب الله خان میباشند عیال هفتم دختر اکبرخان خان مؤمند لال پوری باشد این وصلت پسرم را با طایفه خیلی مقتدر مؤمند که در سرحد هندوستان میباشند بستگی میدهد پسر ارشد حبیب الله خان میباشد نامزد دختر عمر اخان باجو ر میباشد با جو ر نزدیک سرحد پیشاور و مملکت افغانستان میباشد و اولادهای دیگر حبیب الله خان هم بدخترهای خانواده های نجیب نامزد شده اند پر واضح است که اگر این اشخاص معتنابه با این وصلتهای محکم بخانواده من بستگی داشته باشند برای خودشان مفید ترست که با پسرم همراهی نمایند و باین سبب نیز پسرم از اغتشاشات داخله و خارجه محفوظ خواهد ماند پسر دویمی من نصر الله خان با خانواده های ذیل وصلت دارد عیال اول او دختر سردار محمد یوسف خان که از همه عموهای من فقط او در قید حیات و در کابل میباشد عیال دویم او دختر مرحوم سردار فقیر محمد خانست که برادراو نور محمد خان سرتیپ فوج خاصه من است عیال سویمی او دختر فرامرزخان است که سپهسالار خیلی امین من در هرات میباشد از قرار تحقیق این عیال دختر غلام حیدر خان چرخی بوده است نه دختر سپهسالار فرامرزخان مترجم باین طریق و بوسائل دیگر که متعلق باین فصل میباشد خیلی کوشش نموده ام که روسا و سرکرده هائیکه دارای این مقامات معتنابه ورئیس طوایف میباشند به پسرهای خود و خانواده خود بستگی بدهم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
