Machine transcription
فضل ششم
۱۵۱
یک اشرفی و بملکهای آنها هر نفری پنج اشرفی انعام داده آنها خیلی مشعوف شدند ده روز
در این قلعه توقف نمودیم تمام همرهان من در ظرف این مدت رفع خستگی نمودند پس ازآن
درصد د تحقیق بر آمدم که ممکنت از اینجا (حصار) برویم یا خیر گفتند چهار کوه بزرگ در اینراه میباشید
لهذا مصمم شدم از طرف سمرقند بروم زیرا که در راه سمرقند فقط یک کوه که موسوم به (تکاب)
است بیشتر نبود ولی باید از دو نقطه صعب میکدشتم که اسامی آنها بقرار ذیل است
قوار پل خشت و از ریمنار لق لق پشخنده مؤمن جنت وغیرها مردم در انجا
نقطه جنت میگفتند مثل پل صراط است و خوف دارد که شخص در قعر جهنم بیفتد تفاوت
اینست که در جهنم آتش است و در این جنت یخ با کمال زحمت و خوف از این نقاط عبور
نموده دو شب در قلعه جات پیچ کند راحت کرده از انجا بقره داش (مغیان) رفتم
در آنجا هم دو روز اقامت نمودیم قبلاً بیدقی از مزار خواجه احرار) برداشته بودیم که
در این سفر همراه داشتم در باب این بیدق چند سال قبل خواب غریبی دیده بودم و این چنین بود
که شبی خواجه مذکور بمن ظاهر شده فرمود ای فرزند عزیز بیدق بزرگ مزار مرا بردار وقتی
که بافغانستان میروی بیدق را با خود بیرفتح و نصرت برای تو حاصل خواهد شد در این موقع
دو راس گوسفند ذبح نموده خیرات کردم پرده بیدق را کشوده عازم ( شهر سبز ) شده تا در
قلعه موسوم به (جوز) کردیدم حاکم آنجا از من پذیرائی و استقبال نکرد چرا قبلاً که کاغذی از
(امیر بخارا) بمشارالیه رسیده قدغن کرده بود احدی را نگذار د آذوقه بمن بفروشد زیرا که
از دولت روس فرار کرده ام حاکم مذکور بمن پیغام فرستاد که پادشاه کافر من ایندستورالعمل را
بمن داده است و مجبورم از شما دوری نمایم با و پیغام فرستادم در باب من اندیشه
نداشته باشید زیرا که خداوند مددکار من است احدی از اهالی قلعه ما را نزدیک خود راه نمیدادند
از این جهت در مسجد قلعه منزل نموده بمرآهان خود گفتم که کنار رودخانه باشند برف زمین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
