Machine transcription
فصل پنجم ۱۴۳
کاغذ مذکور را نزد (سردار شیر علیخان) برد او هم پس از مطالعه کاغذ را نزد جنرال
سمرقند فرستاد و جنرال سمرقند هم کاغذ را نزد (جنرال کافمان) فرمانفرمای تاشکند ارسال داشت
پنجروز گذشت و قاضی مذکور مراجعت نکرد من (بسر دار سرورخان) گفتم مرا بر باد دادی
با وجود یکه انکار داشتم اصرار گردید و مهر مرا بکاغذ زدید روز ششم که سوار شده بکر دش رفته
بودیم نوکر می بتاخت از عقب ما آمد خبر آورد حاکم سمرقند با مترجم (جنرال ایوانف) آمده
انتظار مرا دارند من (بسردار سرورخان) متوجه شده گفتم ثمر بیجائی است که شما کاشته اید
من مراجعت نموده ولی (سردار سرورخان) در مراجعت مسامحه مینمود پس از ورود بمنزل
و خوش آمدی از حاکم سمرقند و صرف چای حاکم مذکور بمن گفت فرمانفرما میخواهد شما را در
تاشکند ملاقات نماید جواب دادم فردا دو ساعت بظهر مانده حرکت مینمایم حاکم گفت تمام
فورا روانه شوید من صبر بحاکم سمرقند در حاکم برخاسته رفت من پسر عموهای خود را احضار نموده
با آنها دستورالعمل دادم در غیاب من چطور رفتار نمایند و بآنها گفتم مرا حبس نموده تاشکند
خواهند فرستاد و بآنها صلاح دادم بطرف بلخ فرار نمایند تا بترکستان برسند و باید با عساکر
و رعایای بلخ مذاکرات نمایند و بعضی نوشتجات بعنوان اهالی آنجا نوشته بآنها سپردم در
مراسلات مذکور اظهار داشتم من پسر عموهای خود را بولایت شما فرستادم بهر خدمتی که به آنها
نمائید مثل اینست که بمن خدمت کرده اید یکعده هم از مهرهای خود بآنها دادم که در صورت لزوم
از جانب من بهر کسی بخواهند کاغذ های دیگر نویسند و نیز چهار هزار روپیه کابلی بجهت مخارج
آنها دادم این مبلغ را از پانزده هزار مناتی که فرمانفرما دوما قبل بمن داده بود ذخیره کرده
بودم بعد از دادن این دستورالعمل بجرعسرای خود رفتم نصف شب حاکم سمرقند با مترجم
و سیصد نفر قزاق و دویست نفر پلیس آمده بنوکریم حکم دادند مرا از حرم سرا بیرون بیاورند
نوکر ما مرابیدار نمود پیغام را ابلاغ داشتند من بیرون آمده حاکم گفت با من بیائید چرا که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
