Machine transcription
( ۱۴۲) ( فصل پنجم )
مقرر داشتم از حرکات آنها بمن اطلاع بدهند این جاسوسها خبر دادند که این اشخاص از نظرا
معاهداتی کرده اند که گویا در عوض معاونت لشکر روس هر یک از آنها بعضی شرایط را
اجرا بدارند و این شرایط بقرار ذیل بوده است (سردار شیرعلیخان) ولایت قندهار
را بروسها بدهد (منشی محمد حسن) مردم غلزائیه کابل را با هزاره جات باطاعت روسها
در آورد و (مفتی شاه محمد) تمام غلجائیہ را مطیع نماید (قاضی پشاوری ) متقبل شده بود طوایف
پشاور و سوات و باجور را منقاد نماید پس از تحصیل این اطلاعات از تا سگند بسمر قند مراجعت
نمودم نماینده های (شیرعلیخان) هم بسمر قند آمدند در این موقع باید از پسر عمو های خودم
که انرزمان توقف در سمر قند آنها را نگهداری نموده ام بیان نمایم اینها سه نفر بودند (سردار
محمد سرور خان) (سردار عزیز خان) (سردار محمد اسحق خان) بورود ایلچیهای مزبور سردار
سرور خان) کاغذی از طرف من (بشیرعلیخان قندهاری) نوشت و مهر مرا خواست که بکاغذ
بزند من از دادن مهر خود انکار نموده گفتم نمیخواهم روی (سردار شیرعلیخان قندهاری)
را به بینم چرا که مشارالیه و همراهان او بمخالفت من با روسها معاهدات نموده اند (سردار اسحق)
اظهار داشت (شیرعلیخان قندهاری با من قسم بقرآن خورده است من خندیده گفتم
این اشخاص بخود قرآن اعتقاد ندارند قسمی بقرآن بخورند چه اعتباری خواهد داشت
هر چند از اینگونه دلایل اقامه نمودم سردار مذکور اصرار نمود کاغذ را مهر نمایم من خیلی متغیر شدم
مهر خود را نزد او انداخته گفتم کاغذ را بدست خود مهر نخواهم کرد با این اشخاص خائن سروکاری
ندارم سردار مذکور کاغذ را مهر نموده نزد (شیرعلیخان قندهاری) فرستاد بسردار مذکور گفتم
اشتباه کردی روزی خواهد آمد که پشیمان شوی یکی از همراهان موسوم ( بقاضی جان محمد)
اگرچه اسمش قاضی بود ولی شخص خیلی خائن بی دینی بود ریش خود را بلند گذاشته بود مردم
را بفریبد که او را آدم ریش سفید با دیانتی خیال نمایند و قلبش مثل ذغال سیاه بود این شخص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
