Machine transcription
(۱۳۶)
فصل پنجم
با آنها قرار بدهید (جنرال ابراشوف) گفت کار از اینها گذشته و اعلان جنگ داده شده
است گفتم ممکن نیست با لشکر شما شامل شوم و خواهش کردم چون ممکنست اهالی سمرقند
شورش نمایند و سیصد نفر همراهان من اسلحه ندارند سیصد تفنگ با فشنگ بما بدهید که در
وقت لزوم خود را محافظت نمائیم جنرال این خواهش را نپذیرفته و صاحب منصبهای قزاقها
حکم اورا اجری داشته اسلحه بما دادند بعد از دو روز تمام لشکر روس عازم شهر (سبز) شد
امیر بخارا هم وقت بجهت تهدید اهالی آنولایت لشکر خود را از راه (قرشی) بطرف شهر
(سبز) بفرستید لشکر روس چهار دفعه بقلعه شهر (سبز) یورش برده نتوانستند شهر را تصرف
نمایند (جنرال ابراشوف) زخم گلوله برداشته ولی زخم شدیدی نبود این پنج هزار سوار باری که
حمله کرده بودند دو هزار نفر کشته و زخمی شدند بعد قاصدی نزد اهالی شهر (سبز) فرستاده روزه
خواهش متارکه جنگ نمودند و متعهد شدند تخلف از این قول خود ننمایند اهالی شهر (سبز)
از این دولت بزرگ فریب خورده راضی شدند و از دو هزار نفر عساکری که در قلعه بودند
هزار نفر از انها رفته که عیال و اطفال خود را از نقطه که لشکر امیر بخارا میامد بشهر (سبز) بیاورند
همینکه عساکر روس شهر را از قوای نظامی خالی دیدند بعد از سه روز فوراً در نیمه شب یورش
بردند اگر چه یک هزار نفری که در قلعه بودند خیلی کوشش کردند روسها را عقب بنشانند ولی
عساکر روس قلعه را متصرف شدند و میرهای شهر (سبز) با سیصد نفر از راه کوهستان
بطرف قتہ غن فرار نمودند جنرال روس بعد از اینکه شهر (سبز) را بمأمورین امیر بخارا
تسلیم نموده خودش با لشکر بسمرقند مراجعت نمود روز بعد از ورود جنرال مذکور بدیدن و
احوال پرسی او رفتم زخم ضعیفی داشت مشار الیه یکعدد قنینه دان طلا و یک تفنگ
دو لوله و یک دور بین بزرگ از غنایم شهر (سبز) بمن تعارف نمود گفتم بموجب قانون
دین خود ما لیکه از مسلمانان تاراج شده باشد نمیتوان قبول نمود از این عهد شکنی که روسها نسبت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
