Machine transcription
۱۳۴
فصل پنجم
فصل پنجم
وقایع زمان اقامت در سمرقند از سنه ۱۲۸۸ الی سنه ۱۲۹۶ هجری
زمانیکه در سمرقند بودم واقعات زیادی بجهت من رخ داده که اگر تمام آن واقعات را
شرح دهم کتاب من بهیچوقت با تمام نخواهد رسید علیهذا باید همان وقایعی را اظهار نمود که
بجهت ملت فایده داشته باشد یازده سال در این شهر که مال روسها بود بسر بردم اغلب
اوقات خود را بسواری و شکار میگذرانیدم بیست راس اسب سواری و ده راس
یابوی بنه همیشه در اصطبل خود داشته و همیشه پانزده نفر سوار با تفنگهای دوناله پر با من بودند
و نیز قوش و چرخ و دیگر طیور شکاری داشتم باین قسم خود را مشغول میکردم که رفع ملالت
خود را نموده باشم بسوار های خود هر یک ماهی پنجروپیه ماهانه میدادم و بسر کرده های خود
بر حسب منصب آنها بیشتر مواجب میدادم چنانچه قبلا بیان شد بیشتر از این سرکردها
از نزد من رفته بودند من هم از رفتن آنها متاسف نبودم اکثر اوقات بجهت پول دست تنگ
بوده زیرا که خرج زیاد داشتم و آن مستمری که از دولت بمن داده میشد خیلی کم بود ولی چون
برو سها حقی نداشتم بجهت این مبلغ جزئی که بمن میدادند از انها خیلی ممنون بودم اکثرا
صحبت با مامورین روس مذاکره پول میآمد میگفتم وجهی که شما بجهت مخارج بمن میدهید
بیشتر از آنست که من استحقاق داشته باشم و از خداوند همیشه مسالت میشود که دولت
شما را بعوض این مهربانی که نسبت بمن مینمائید پایدار داشته باشد در موقع اعیادشان
(جنرال ابرا سوف) و دیگران مرا بخانهای خودشان دعوت میکردند من هم دعوت آنها
با کمال شعف می پذیرفتم جنرال مذکور با من مثل دوست رفتار میکرد هروقت پول یا چیز
دیگر لازم میشد ناظر خودم (عبدالله خان) پسر مرحوم (عبدالرحیم خان) راکه حالا حاکم دفین
دبوقستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
