Machine transcription
فصل چهارم
۱۱۵
یکی نه ساله و یکی دوازده ساله بود بجلو او میآمدند این رقاصها بکلی از شکل انسانی خارج بودند
هیچ لباسی غیر از لنگ کوچکی نداشتند موهایشان طوری ژولیده که هیچ وقت آب و
صابون ندیده بود در یکدسته هم سازنده داشتند این بود پذیرائی بزرگی که از ما کردند و پانزده
روز طول کشیده بود بیته کرده بودند مدت بیست و پنجروز در (جغائی) توقف نمودیم در
ظرف اینمدت اسبهای ما خوب بحال آمدند زیرا که کاه و علف زیادی آنجا بود مجدداً
عازم شده از کنار رودخانه (هیرمند بطر پلاک) رفته بعد از شش روز وارد (خیل شاه گل)
شدیم اسم اینجا باسم (شاه گل) که یکی از سردارهای بلوچی میباشد موسوم شده است
در این قلعه غیر از دو نفر پیر مرد دیگر کسی نبود اینها هم سعی میکردند کسی آنها را نه بیند وقتی
از آنها سؤال نمودم چرا قلعه را خالی گذاشته اید اول کفشد لشکر (امیر علیمردان امیر خان تا)
پسر کرده کی سردار (شریفخان) سیستانی میآید که اموال ما را چاپد از این جهت اهالی اینجا
بمقامی که نزدیک اینجا میباشد گریخته پنهان شده اند عمویم گفت اگر ما را بجائیکه پنهان شده
اند راهنمائی نمائید از آنها کمک خواهیم نمود پیر مردهای مذکور راهنمائی نمودند و (شا
کل) از ما پذیرائی نموده مشعوف گردیده و از اظهار اینکه برای کمک او حاضر شده ایم ممنون
شد مشارالیه ما را مهمان نموده نصف شب دو نفر از جاسوسهای او خبر آوردند که سوارهای ستا
از قلعه کیمنترلی انجا گذشته فردا وارد اینجا خواهند شد (شاه کل) بما گفت خیال دارم که
فردا با رعایا و اموال آنها جای محکم بالای کوه بروم عمویم از من صلاح پرسید گفتم اینها اگر
میخواهند بروند اگر (شاه گل) بلدی با مابدهد ما میرویم با سیستانیها مقابل میشویم (شاه گل)
راه بلد بماداد وقتی خودش بطرف کوه رفت ما بطرف دیگر روانه شدیم بعد از طی مسافت
چند ساعت غبار سوارهائی را که میآمدند دیده حاضر جنگ شدیم من با همراهان خود از عمویم جا تر رفته
صف جنگ را آراستم ولی سیستانیها از دیدن من چنان متعجب شدند که ابداً خیال جنگراننمو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
