Machine transcription
فصل چهارم (۱۱۴)
صفات نبودند اهالی آنجا خوش سیما و خوش هیکل و متمول میباشند ولی بین خودشان
خیلی مغایر و عادی بکشتن یکدیگر هستند و این معنی بالطبع همیشه منجر بنزاع میشود از اینجا حرکت نمو
وارد قلعه موسوم (بآب رکن) شدیم و در راه (نوشکی) تمام روز باران شدیدی باریده
خیلی سردی هم میوزید همه ما باران خورده دست و پای ما تا نزدیک بود از شدت
سرما معیوب شود بعد از زحمات زیاد وارد (نوشکی) شدیم اهالی آنجا بکمال محبت از ما پذیر
نمودند روز بعد حرکت کرده راه ما از بیابان قوم رازی میگذشت که هیچ آب نداشت لهذا
مجبور شدیم برگردیم بما گفتند اگرچه راه شما چهار پنج منزل دورتر میشود بهتر است از را
(خاران) بروید ولی من مصمم شدم از همین راه بیابان برویم و دویست شتر بجهت
حمل آذوقه کرایه نموده عازم کردیدیم از تفضلات الهی هر روزه باران میامد و بقدر احتیا
آب مهیا میشد بعد از ده روز نزدیک (چغانی) رسیدیم از شدت بارندگی راهها راسا بند
بود مجبور شدیم پیاده شده جلو اسبها را گرفته تا از نو در میان کل طی مسافت نمائیم در آخر
منزل آدم و اسب هر دو از کار افتاده بودند شخصاً غذائی طبخ نموده به همراهان خود که قریب
ضعف بودند دادم همه اسبها بزمین افتاده قادر بحرکت نبودند فقط یک اسب عربی سوار
خودم که نسلاً از اصطبل خاصه جدم بود ایستاده بود تا روز سخت بها کشیده روز سوم وار
(چغانی) شدیم و از اینکه خان آنجا از ما پذیرائی نکرد متعجب بودم چند روز آنجا مقام کردیم
بعد از دو هفته یکنفر از نوکرهای خان نزد عمویم آمده پیغام آورد که خان و میر اینجا اجازه میخوا
بجهت ملاقات شما بیایند من پرسیدم چرا در این چند روز نیامده اند جواب داد بخش اره
که تمام رعایای آنها بجهت چرانیدن اسبهای خود بصحرا رفته بودند حالا مراجعت نموده پا
نفر آنها جمع شده اند که خدمت شایانه خواهش آنها را پذیرفته خان مذکور پیاده با پانصد
نفر همراهان خود که عقب سر او بیک قطار میآمدند از قلعه بیرون آمده دو نفر بچه رقاص که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
