Machine transcription
(۱۰۳)
فصل چهارم
این ده سوار همینکه ما تفنگهای خود را بطرف آنها شلیک نمودیم فرار کردند پس از رفع
این مخاطره روانه شدیم بعد از طی چند فرسخ بسوارهای خود عمومیم رسیدیم وقتی بکوه دیگر
بالا رفتیم دویست سوار دیگر از همان سوارها از ما جلو گیری نمودند چون در اینجا تعداد ما تقریبا
سیصد نفر بود پیاده شده بجنگ حاضر شدیم قبل از شروع جنگ خواستم با آنها تبادل نمایم
که جنگیدن بدون جهت برای آنها صرفه نخواهد داشت آنها جواب دادند شما پنجنفر از همراهان
زخمی کرده اید حالا خیال داریم تلافی نمائیم لہذا من سوارهای خود را بسه دسته منقسم
نموده یک دسته را بطرف دست راست و یکدسته را بطرف دست چپ بزمین مرتفعی
فرستادم و با دسته سوم بدشمن حمله نموده چون اطراف خصم را گرفته بودیم بزودی مغلوب شدند
ما هم مجددا براه افتادیم طولی نکشید که قلعه جات ولایت وزیری موسوم (بهرم) نمودار گردید عمویم
که اهالی آنجا را میشناخت مراسلاتی ملکهای آنها نوشته بتوسط راه بلد خودمان بآنها
فرستاد پس از وصول این مراسلات صد سوار از آنها باستقبال ما آمدند و تقریبا نیز
تقر پیاده آنها بجهت احترام ورود ما دحل و سرنا میزدند تا دو روز از ما پذیرائی کردند آسیا
مارا هم علوفه دادند ما اصرار کردیم بعوض این مهمانی پول از ما بگیرند قبول نکردند ( عبد الله خان ) پسر
(عبد الرحیم خان ) دویست طلا که با خود داشت بمن داده بود و تمام نقدینه ما همین مبلغ
بود و ( عبد الله خان ) این پولها را در بند قطار فشنگ خود دوخته بود همینکه ما از مجاور
با ما روتهائی فشنگ سیاه شده بود پس از اقامت دو روز مجددا حرکت نموده یکی از قطعا
دیگر این ولایت منزل کردیم اهالی آنجا قیمت ملزوماتی که از آنها گرفته بودیم خواستند از این
مسکوکات خواستم بانها بدهم گمان کردند این سکه ها پول سیاه است قبول نکرده مطالبه
روپیه نقره نمودند مطلع شدم که (شیرجان) یکهزار روپیه نقره با خود دارد خواستم طلاهای
خود را با روپیه های او مبادله نمایم مشار الیه انکار نموده گفت که طلاها را از شما قبول میکنم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
