Machine transcription
فصل چهارم
۹۹
(جنرال نصیر خان) هنوز هم در خواب مستی میباشد اور ابیدار کرده پرسیدم چرا چنین
کردی تو پچیها و سر بازها و اسپهای توپخانه کجا هستند از این حرکت خود مسئول خواهی بود
جواب داد چون هوا خیلی سرد بود بآنها اجازه دادم بارد و بخوابست در همین جا لا حاضر میشوند
گفتم همین حالا خواهی دید چه واقع خواهد شد جواب داد من (شیر علیخان) را پاره میکنم با وجودیکه
خیلی ملول و مایوس بودم نتوانستم خود را از خنده ضبط نمایم زیرا که دیدم هنوز در حالت
مست است چون لشکری بجهت جنگ با ما حاضر نبود و چند نفری هم که همراه من بودند باطراف
فرار نمودند دشمن هم مشغول غصرف نمودن توپهای ما بود من در خیال فرار افتاده بودم
لیکن دشمن اطراف مرا گرفته بود اتفاقا یکدسته از سواره دشمن دسته کوچکی از سوارها
ما را تعاقب نموده قریبا دیگر و نزدیکتر به من قسم بآنها ملحق شده تا یکم فرسخ داخل آنها
تاختم همینکه موقع بدستم آمد تغییر وضع داده از میان آنها خارج شدم و بچند نفر از سوارهای
خودم که در تجسس من بودند رسیده و با همین چند سوار بطرف چشمه عطف عنان نمودم
در بین راه بعمویم ملحق شده واقعه را با و اطلاع داده گفتم شما حره ای مرا قبول میکردید
حالا باین بیقه گرفتار نمی شدیم از عمویم پرسیدم پیست بار خزانه سکه طلا که بشما سپرده
بودم کجا است جواب داد خبری از آنها ندارم زیرا که من خوابیده بودم خزانه دار
خزانه را حرکت داده بود گفتم خزانه را بشما سپرده بودم نه بخزانه دار با این حالت شکست
خورده پول هم نداریم چه خواهیم کرد چون راه بلخ را برف گرفته بود نتوانستیم بآنجا مراجعت
نمائیم لهذا مجبور شدیم بطرف کوههای دزیری روانه شویم قبل از اینکه مصمم حرکت شویم قریب
سیصد نفر سواره دشمن ظاهر گردیدند من فدری بطرف دست راست خود دیدم که منجمد
شده بود فوراً با چهار سوار بآنطرف عبور نمودم بقیه سوارهای مراسوارهای دشمن تعاقب نمود
در حالتیکه از طرف دیگر رودخانه آنها را میدیدم همه را اسیر نمودند از مشاهده این حالت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
