Machine transcription
نوت: با آنکه میرزا عشرت در دربار تیمورشاه مشرف بود در سنامیلاد شهزاده ابوالقاسم
فرزند اول شهزاده همایون سهو کرده است زیرا تاریخ عروسی پدرش را (۱۱۹۳ ه ق) و
تاریخ ولادت فرزندش را (۱۱۹۱ ه ق) نگاشته است و هر دو مصراع تاریخ که بحساب جمل
سنجیده میشود دوعدد فوق را تکمیل میکند و گمان میرود که یا شهزاده ابو القاسم از بطن
عیال دیگری بوده و یا بیقین میتوان گفت که سهو کرده است در همه حال چون خاطرات بسپار
شیرین عصر سلاطین درانی از ان قطعات بر می آید بدرج آن ذوق بیشتر بکار می بریم
اولاد سردار لقمان خان
در عصر زمانشاه
لقمان خان بن سردار ذوالفقار خان بن سردار محمد زمانخان مذکور در سال دوم سلطنت
احمد شاه کبیر از ین جهان در گذشت (۱) چون اولاد بازماندگان او همه خردسال و بدون
سرپرست بودند اعلیحضرت احمدشاه غازی بنا بر شفقت برادر زادگی اولاد اور اد ر آغوش
محبت بر گرفته همواره بخوان طعام سلطنتی شامل واغلب در ظرف طعام خاص حضور خود
شريك میداشت بهمین رویه در عصر سلطنت اعلیحضرت تیمورشاه نیز رعایت و حمایت میشدند چنانکه
در اوقات سوا محافل رسمی در داخل حرمسرای شاهنشاهی فرزندان لقمان خان با شهزاده سکندر
کوچکترین فرزند اعلیحضرت احمدشاه غازی (۲) در یکظرف طعام صرف مینمود و از همه
شهزادگان این جمعیت تقرب و امتیاز داشتند ولی بنا بر تفاوت نظری که اعلیحضرت تیمورشاه
از باعث حرکات سودا گیرخان صدوزائی داشت فرزندان لقمان خان را به کارهای خطیر سلطنت
حصه نداد و بهمان نظریه در عصر سلطنت زمانشاه نیز مواقع رسمی بدست نیاوردند اما در
اسفار زمانشاه غازی همواره همراه و بدربار کابل از عقب لشکر زرپوش خاصه همرکاب
اعلیحضرت زمانشاه در جلو دیگر صاحب منصبان و قطعات قشون حرکت میکردند و بدربار
کابل از معززترین دسته رجال سلطنتی بشمار میرفتند چنانچه بهمان شهرت نام بدو بلفظ
پسران لقمان خان اشتهار داشتند اما اتباع و پیروان لقمان خان که مراتب خیانت
(۱) اعلیحضرت احمد شاه درانی در سفر دوم خود بعزم تسخیر هندوستان لقمان خان برادر
زاده خود را به نیابت سلطنت در قندهار برگماشت و آنگاه که اعلیحضرت شهنشاه وارد
کشور هند شد بعضی از هنگامه جویان که اساس امپراطوری درانی را برهم زدن میخواستند
لقمان خان را با لفاظی که شما فرزند بزرگ سردار ذوالفقار خان وسفید بزرگ سردار محمد
زمان خان میباشید بدین مفهوم و ملفوظ علیه سلطنت با غوا بر انگیختند مذکور خودرا مستحق
تاج و سلطنت پنداشته عمال و کار پردازان احمد شاه کبیر را از مشاغل رسمی اوشان عزل و زمام
اختیار بکسان دیگری که طرفداران خودش بود سپرد سپس سکه نقد را بنام خود اشتهار
دادویا حکام و مامورین احمدشاهی حکم تبعید از خطه قندهار صادر کرد. این خبر در دو منزلی
سرهند بعرض اشرف برسید شهنشاه عهده نضامت آنولایت سرهند ومضافات را به سردار
عبدالله خان اردو باشی مفوض فرموده و خود با استعجال با لشکر معیتی عازم قندهار گردید.
اشخاص هنگامه جو که سردار لقمان خان را بدین فکر باطل مصمم ساخته و بدور ش اجتماع کرده بودند از
استماع حرکت شهنشاه سخت متوحش شده و در هنگام شبر و بقرار نهادند سردار لقمان خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
