Machine transcription
(۲۸۳)
بسال هفتم سلطنت شهنشاه رو با ختام گزاشت و او را (تنگلة طلا) نام نهاد از انجاست
که فیر زالعل محمد خان طبیب حضور و شاعر شیوا بیان آنعصر شامل بیست و پنج بیت قصیده
تاریخی بیادگار اعمار و اکمال آن سروده و بر حسب موقع طور مکمل استنساخ میگردد :
شاه شاهان جهان خسرو دین شاه زمان قبله عالیان كعبة اميد جهان
دا ورد هر که از بیم و امید آمد ما مید پادشاهان بدرش باج ده و تاج نشان
تا بیفر اخت به تمهید جهان را به معدل گشت عالم همه بر اهل جهان مهد امان
بنده اند اهل جهان بردر او کوزه لطف گردش امروز خداوند او ندا خداوند جهان
ما در دهر بقر آن که نزاید هر گز این چنین شاه جوانبخت بصد قرن قران
امر فرمود بسا زند مکانی از ( چوب ) که به بند و بقضا دست گلستان جنان
دست بر سینه اخلاص نهد راه رو صدق جان نثاران برای بندگیش بسته میان
منزل مرتفع بهر مقر طرح نمود که هم بپاکیش فخر نماید کیوان
خرم و دلکش وزینده چو ايو ان فلك همچو خورشید درخشنده و چون مه تابان
قصر فرد وس مثالیکه از و شد بزمین شش جهت جوش گل و چار طرف باغ جنان
گلشنی لیك چو گلشن که بود تا به ابد نو بهار چمنش دور ز آسیب خزان
پا به اش گر بنهد پای بگردون شاید که بود هر گل او همسر لعل رخشان
وصفش مر نزند آنجا که بپایش نا ید روز شب مهر ومه از جبهه خود نام و نشان
عمر ها شد که فلك دور جهان می گردد ليك كمدیده چو این قصر بچندین دوران
عجبی نیست که چون آ ئینه از دیدن او گرده آ ئینه صفت چشم تما شا حیران
بهر شوقش چوقد سرو به لجوئی را ست شوخ و برجسته تراز مصرع با لای بتان
روح بخش است گل گلشن نقشش که درو سرواز بلبل تصویر شو د خو ش الحان
نقش ها جلوه گر اینجا برنگی شده است که چوآ ئینه دور دیده نگر دو حیران
بنگر دگر نقو ش گل ود يوا ر درش همچو تصویر شود دیده مانی نگران
می زند از جلوه او بو قلمو ن گل ا ینجا گر نهد پشت به یوا ر نخو ت ليتان
چقدر پا ی خرد در ره وصفش پوید پا یه طی ننما ید که ندارد پا یان
به که د رکا م و زبان دوزم و باشم خو ش وصف فردوس چه تقریر کند کام و زبان
هست بی پر تو خورشید فلك تيره و تا ر با غبان گر نبو د با غ نگرد د خندان
تا شد از راه کرم پای دران قصر نها د تجلی شد و نور د گری یا فت از ان
دیده بینور بود مر دم اگر نیست درو شرف از نور نگین است بسیمای مکان
بنام خاور بجهان گشته ازین قصر بلند گرشود تا بش خور شید ز حسنش تا بان
يار ب این منزل میمون که مبارک قصر است باد میمون و مبارک به شهنشاه (۱) زمان
نیک خواهان زمان (۲) خدمت او را با دا نيك نا مى ابد حاصل دولت خواهان
هر که بر دیده نقصان نگرد بر رخ ا و ننگر دد رخنه عبر بغير از نقصان
عاجز از سال تما مش خوش و خندان میگفت
فيض عيش مكا ن طرب شاه زمان
۱۲۱۳
(۱) و (۲) كلمات ذو معنین است و خاص با علیحضرت شاه زمان درانی
اطلاق می شود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
