Machine transcription
(۲۳۱)
که مصاحب افعال پسندیده بنظر بر نمی آمدند اعلیحضرت زمان شاه با آنکه در سال جلوس
بیش از (۲۲) سال عمر نداشت اما فهم و ذکای او در امور اداری سلطنت خیلی بلند بود
و از ناعاقبت اندیشی های زمان پدرش عبرت گرفته و در ایام جشن سلطانی که بمناسبت جلوس او
در دار السلطنه کابل در قصور بالا حصار از جانب کارپردازان دولت رونق افروزی یافته بود
حافظ شیر محمد خان را در قطار وزراء سرافراز ساخت و بطور موروث لقب اشرف الوزارء برایش
اعطا کرد و اعلیحضرت زمان شاه که سلطنت بسیار پر عظمتی را بنا گذاشت برای سردار
شیر محمد خان لقب مختار الدوله نیز اعطا کرد و از پنج نفر شخصیت بزرگی که القاب سلطنتی
حاصل کرده بودند یکی همین ذات مختار الدوله بود اما يك سهوی که صاحب تاریخ سلطانی
کرده است باید تصحیح شود مثلاً گوید: حافظ شیر محمد خان بعد از اخذ رتبه وزارت به خانی
کل طوایف درانی سرافراز شد هیچ حقیقت ندارد زیرا اسنادی که بدست است و معلومات
مستندی هم که از صفحات تاریخ بدست می آید سلاطین درانی ریاست قوم را هرگز به شخص سوای
قومش نمیداد یعنی اگر حافظ شیر محمد خان سمت خانی قوم بامی زائی عشیرهٔ خود را داشت
جای اشتباه نیست اما لفظ خانی کل طوایف درانی اغراق است در همه حال چون شیر محمد خان
حافظ قرآن مجید بود در همه جا بلفظ حافظ یاد شده است اما اعلیحضرت زمانشاه به
شخصیت های بزرگ طایفهٔ درانی در روز جشن سلطانی که بمنا سبت جلوس او و لقب بخشی
ارکان سلطنت در بالاحصار کابل ترتیب یافته بود القاب سلطنتی وعنوان سرداری وسردار
سرداران به وزراء خود بخشید مگر سردار شیر محمد خان از باعت حفظ قرآن پاك بهمان نام
اشتهار یافت نام اشرف الوزراء را از سبب وراثت نام پدر که سلاطین درانی عنوان يك شخص
متوفا را بجز فرزندش به شخص دیگر نسبت نمی فرمودند چنانچه از آغاز تا انجام سلطنت
تیمورشاه احدی را بنام اشرف الوزراء رسمیت نداد زیرا عنوان مذکور مخصوص و موروث
وبلکه یگانه باعث کدورت سردار شیر محمد خان در عصر محمود شاه درانی باسر دار فتح خان
بارکزائی این بود که عنوان شاه ولیخان وزیر و حافظ شیر محمد خان پسرش را بفتحاً غصب کرده بود
زیرا بقرار قانون آنوقت عین صلاحیت يك نفر صاحب منصب بدیگر پرداخته میشد اما بلفظی
كه يك شخص شهرت ورسمیت پیدا میکرد دیگری از ان حق استفاده نداشت .
گزارش مختارالدوله از جلوس زمان شاه (۱۲۰۷ هـ ق) الی سال وفاتش چیتین آغاز وانجام
می کند: مختارالدوله در سال ۱۲۰۸ هـ ق که برادران نصیر خان بلوچ شهزاده همایون را علیه
زمانشاه تحریک میکردند زما نشاه چون از بی کفایتی صاحب منصبان دیگر که در دفعه اول علیه
شهزاده همایون فرستاده بود مکدر شده ولازم دانست تا یکنفر خیر اندیش و شخصیکه از راه مصالحت
تواند معامله را انجام دهد بفرستد حافظ شیر محمد خان مختارالدوله ازانکه با شهزاده همایون
در آغاز سلطنت تیمورشاهی (۲۲ سال قبل ازین واقعه) دست معاونت داده و او را
از محبس برآورده بکرسی حکومت بنشانده بود میتواند که امروز از راه شفقت ومرافت شهزاده
را از راه صلح بآمدن کابل راضی نماید .
مختارالدوله حسب الامر زمانشاه باراول از دارالسلطنهٔ کابل بدین عزم بالجزم سینه خداداد
فو شنجی را با خود همراه داشته راه بلوچستان برگرفت و پس از وصول همدرا نجا شهزاده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
