Machine transcription
لقاو
منوچهر چهری هما بون همای
آوای شجاعت بر افراخته
عنان عزیمت به کین تابه اد
به خیل و سپاه ظفر اقتفاء
که در عسکر شامرا منقلای
علمهای کین توزی افراشته
سنان خصومت به خون آبداد
روان شد بی دشمن کینه خواه
چون عذار شام شهسوار فلك مينا فام عنان کمیت خوش خرام بر تافته یکه تاز حبش جیش
بر قلب لشکر روم استیلا یافت .
بیت
ندا شام گرین ها و ن ز مرد فام
بروی روز فرو ریخت مشك سوده شام
این سر دره در موضع پائین باغ معسکره ذاکر فیروزی ماتر گردید و آن شب همه شب
دلاوران حیاء و مبارزان ظفر انتماء به ترتیب آبار و اسباب رزم و پیکار مشغون بودند و تیغ های
ظفر طراز وسنانهای جانستان به زهر کین آب داده تزور خیال چگونگی جدا لهم نمودند.
بیت
همه شب دلیران میدان نورد
نمودند ترتیب کار نبرد
و روز دیگر بتاریخ بیست وهشتم شهر ذی الحجة الحرام سنه ١٢٨٠ که خسرو زرین سیاره
حشرستان زرین پیکر افراخته لشکر نجوم را بر شكل بنات النعش متفرق و پراکنده ساخت.
بیت
چو صبح از افق تیغ بیرون کشید
همه دامن چرخ در خون کشید
فرمان لازم الاذعان شاهزاده والاتبار عز اصدار پذیرفت که عساکر منصور متو جه
خصم شوند حسب الفرمان دلاوران جوشن پوش ومبارزان پرجوش و خروش و فتنه جویان
کینه کوش از اطراف وجوانب در جنبش آمده از گرد و غبار آئینه آفتاب تیره وتار گشت
واز شعاع سپرهای زرنگار ولمعان سر نیزهای شمع کردار دیده روشنـان فلك خـيـره شـد .
مثنوی
سپه چون بر نشست و گرد برخواست
جهان در زیر گرد ره نهان گشت
سما ران آهنین دل کوه رفتار
زهر سو بانگ ردا برد برخاست
همه خاك زمين بر آسمان گشت
ز سم تابدی در آهن کوه قنار
تا به این ترتیب و آئین آن دولشکر کینه ور در برابر یکدیگر رسیدند و از طرفین مانند
بحراخضر از باد صرصر قهر درتموج گردیده از غیز نای وخروش کوس آشوب در طاس
فلك آبنوس افتاد واز نريو كورك ودمدمه دمامه صنف گریند خضرا کشاد .
مثنوی
ز فر نقیر قیا مت شکوه
ز فریاد کوس و دم گرو نای
علمها به هر جانب جلوه ساز
(٦٤)
بلرزید بر خویش دریا و کوه
زمین چون سپهرار بن شد ز جای
به هم چون سوی آسمان دست باز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
