Machine transcription
مثنوی :
زهی برزگ خدائی که ساخت انسان را به آن شرف که مکرم المی است پنداری
و ذهن آئینه در دماغ تنگ نهاد وسیع عرصه تراز آسمان زنگاری
به خیروان دل و دستی نهاد کز تمییز کمند هفت سما را بکار ها یاری
به شکرانه این عطیه کبری و موهبت عظمی که خورشید وجود با جود ما را در نوروز
جهانبانی و نوبهار کامرانی کرامت فرمود برما ارض عین بلکه عین فرض است که اول مردم
دیده را به تضرع و نیاز برخاک درگاه پادشاه بنده نواز نهیم و چشم بصیرت و دیده دهانش را
به آن کحل الجواهر روشنی و جلاء دهیم تا به نظر اعتبار و انصاف در اطراف امور عـالـم
ملاحظه و طواف نمایم و در هر ولایت که آثار سیل دفن و در هر مملکت که اطوار خلل ملحوظ
گردد ازالت آن بر خود لازم بلکه واجب شماریم بنا برین معنی درین ولا رای گیتی آرا که
مؤید به تائیدات آسمانی و مؤکد به عنایت یزدانی است چنان اقتضاء فرمود وخاطر همایون
ما که مالك رقاب ربع مسکون است برین مزوم جزم نمود که فرزند دولتمد نور دیده عـالـم
وعالمیان شهرادۂ جهان سردار شیر علی خان که سلك نسبت ما را از و نظام جاوید و فلك دولت
ما را از فروغ طلعت او طلوع ماه وخورشید خواهد بود بتازگی منظر و نظر کیمیا اثر گردانیدیم
و پایه قدر و مرتبه اورا از اوج جوزا و ذروه ثریا گذرانیدیم و به خطاب ولیعهدی ویرا
سرافراز فرموده از اقران و امثال خود ممتاز و مختار نمودیم چه دلائل شهریاری از جبین مبین
او مشاهده می تواند نمود و مخایل کامگاری از فروغ طاقت عالم افروز او معاینه می توان دید
و از راه استدلال کمال جهانداری او با استقلال می توان دریافت که عنقریب شعشعه آفتاب
دولت او بر اطراف بحروبر واكناف هفت کشور خواهد تاخت بنابران مملکت محروسه عالی
اساس درانی کرباس را مع توابع ها و قصعت ارجائیها بجانب جناب او تفویض نمودیم و تمام مهام
سر انجام مصالح خواص و عوام بتوابد یوان آن قرة العین رجوع فرمودیم اگرچه چشم بصیرت
او را عليه عين الله انوار الهی و آثار اسرار نامتناهی یاغایتی انجلا داده است که به سرمه
خط صبا، موعظه وكحل بجواهر حرف نصیحت احتیاج نمانده ماباا ین غایت شفقت و مهر خواستم
تا چراغ از راه خورشید ضیاء خود که ارباب اشعه هما يهدى الله لنوره من يشاء افروخته
است پیشوای عزایم او سازیم و را یت فتح آيت او را يا قبة سمك وقبة فلك الافلاك برافرازيم
تا در روشنائی انوار آن ناهمواریهای عرصه جهان به بینایی تمام ملاحظه فرماید ومغاك های
آن را به اهتمام واجتهاد از دیده های بدبین اهل عناد انباشته نماید پس مناسب و واجـب
چنان می نماید که بارگاه دولت وجاه را با او تاد ارشاد عقل راهما د امـداد
عدل شاهی مستحكم نهد تا عامه رعایا را كه ودائع حضـرت حق ( ج ) انـد
در پناه سایه بان معدلت او آسودگی تمام روی دهد و طنطنه کوس عدالت را آوازه بحدی
بلند گردد که از غلغله آن نوشین روان از خواب ابد الابد نشاط و انبساط برخیزد وزلزله
عنف ظلم را چنان به تحت الثری رساند که تا عهد ضحاك توقف نه نموده به پای بس گریزد
و در سراسر سوی مملکت از دو الف انصاف اقلام معدلت افراشته از دو سین سیاست شرسر گردن
کشان را بپا دراندازد.
(۲۱)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
