BrowseGulshan-i amārat → page 30

Page 30

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 30 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

امارت پناهی نهضت فرمای کابل گردیده بتاریخ ۱۲۷۲ تشریف فرمای مستقر خلافت شد بقدر دوسال سردار غلام حیدر خان در قندهار حکمرانی فرمود مگر سپاه بسلطنت را آنقدر تسلط داده بود که امن و امان بالکلی از ملك برخواست و رعیت همه دست بر آسمان شد نـد هر چه سپاهی بلائی می کرد بازخواست از ان نبود از حدوثات که در ایام حکومت سردار غلام حیدر خان رخ نمود قحط شدیدی بود که بر اهل قندهار طاری گردید که لب نان را بجان خواهان شدند مادر مهربان بالقمة گوشت جگر گوشة خود منتظر و پدر غمخوار از فرزند دلبند متنفر گردید بازار و کوچه هر روز از مردگان جوی زده توده بود سر پنجهٔ روزگار چنان گلوها را فشرد که متنفین از خوردن اقسام غصه ها شاکر و فارغ نشستند و استاد زمانه چنان پنجه ها بروی کار انداخت که ارباب قطع از پوشیدن دلق پارهٔ پریشانی خود آسوده گشتند. شیخ سعدی علیه الرحمه: بیت : چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فرا موش کردند عشق وروز بروز تنگی قحط و غله زیادت گشت و هر لحظه و هر ساعت آتش مجاعت و بی قوتی بالا گرفت و دود گرسنگی از درون خاص و عوام و اشراف و ایام بر آمده غنی و فقیر صحیح وسقیم بیمار آزو مریض نیاز شدند و مردم از شدت قحط در خرمن کاه انجم نمودار دانه می دیدند ودست ایشان با آن نمی رسید و در حدیقه مینای کشت زار سپهر خضرا از صورت پروین نشان خوشه مشاهده می کردند اما توشه ازان برنمی توانستند صولت گرسنگی همه را از عمر سیر کرده بودند لیکن چنان سیری که دفع گرسنگی نمی نمود جمله را باو بی تابی بردن بود اما ازان باز خورسندی چهره نمی کشود . مثنوی : آن چنان تنگ شد بر ایشان کار که دمی کشته گرگ مردم خوار نان به نزديك مرد جـــا بتمند فرص خور بود بر سپهر بلند پیش مرد غریب بی سر راه خــورش شام بود زكـــاسهٔ مــــاه نه دل از نان به آبدان با کام نـه شکم را ازان پــدیـــد آرام تا کار بجائی رسید که اکثر مردم عیالها را از دست گرفته بطرف اوطان فرار شدند چنانچه مردم فوشنج وشورابك دختران خود را در سند بيك نان بر اهل سند فروختند که که در هر قریه از قرای سند همان دختران افغانان تا بحال موجود است آخرالامر تجار رو بکابل و بلوچیه و غیره نهاده مور مانند دانه می کشیدند و فصل بهار نیز رسید. اکثر قوت مردم از علف بود تا که توت و میوه پیدا شد و غله نیز پخته شده قحط تدریجا مرتفع گردید المقصه . القصه سردار غلام حیدر خان پس از موعد مذکور احرام زیارت قبلة حقیقی که عبارت از قدمبوسی والد ماجد بود بسته سردار فتح محمد خان را به نیابت خود در قندهار گذاشت و سبب باعث برفتن کابل آن بود که کارهای سلطنت در غیبت او تعلق به حضرت اعلی گرفت و چون اسم ولیعهدی بروی بود ناخواست که امری از امورات سلطنت مفوض به آن (۱۹)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 30. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/30 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/30
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record