BrowseGulshan-i amārat → page 22

Page 22

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 22 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

قطب فلك دوار سخت قدم و استوار بودند در برابر اعدا ميمنه وميسره وخلف و قدام آراسته توپهای آتشبار صاعقه کردار را پیش جاوساخته خلف آنها قراول را جای دادند آنجناب خود چون جان عزیز در قلب جا گرفته و از آنجا تپ تپ دشن کینه ور بالشكـر خون خوار و دلاوران جیگر دار با ترتیب و سازی که در نگار خانه خیال نگـنجیدی همـه چون لاله و غنچه درع و خفتان پوشیده تیغ از غلاف خلاف افراشته مقابل لشکر منصور صف کشیدند . مثنوی ز سوی دیگر دشمن کینه وار بر آراست صف از پی کارزار سپاهی سرا سر همه تیغ زن ببگر ز گران سنگ خارا شکن گروهی بسر خود مغفر همه دلاور چو ببر صنوبر همه دلاور دلیران مرد آز مای نهان زیر جوشن ز سر تا بپای سواران پر خشم پر خاش جوی همه ببر شکل وهمه گرگ روی همه شیر چنگال شمشیر زن دلیر وقوی هیکل و صف شکن چون از طرفین دلاوران جانین روی بجنگ آوردند از آواز توپهای نهنگ پیکر واز شلق تفنگ های ازدر درواوله درزمین وزمان انداختند آخرالامر سپاه منصور دست به تیغ تیز نموده از میمنه سردار محمد رفیق خان لودینی باجمع دیگر از امرای باتهور كه هريك بيكوله تفنگ جان شکار ونوك خدنگ آبدار در شب تار سبله مور ودیده مار دوختی حرب آغاز كردند و از میسره عالیجاه میرعلم خان هوتکی با باقی دلاوران فتنه آور به تیغ آسمان رنگ که اجل در آئینه گوهرش چهر ، نمودی روز رستخیز آوردند و از جانب قول عالیجاه سردار فتح محمدخان در درح وزیری باجمعی از مباران شجاعت نشان و پیادکان نظام بنیان کوش تکاور ان را از نوك سنان وتيغ بران آرایش داده جمله حمله بردند هر دو لشکر تپشهای برق آذر نيك ديگر در آویخته و مانند شیر و پلنگ و پیل و نهنگ درهم پیچیده بر صورت امواج دریا با هم آمیختند . مثنوی دورویه چولشکر اندر آمد سپاه بیکی ابر کوهی بر آمد سیاه که باران او بود شمشیر وتیر وزوگشت عالم چو دریای قیر در اثنای دارو گیر که قرن مخالف وموافق از میان برخواسته تیغ تیز را بر سر وروی یکدیگر میزدند وملازمان رکاب ظفر انتساب تیر جـانشده در کار زار جانسبازی مینمودند بقدر بیست و پنج نفر از سواران گرگ هیبتان بقول در آمده قاصدذات با برکات آنحضرت که در حصن حصين ربا لعالمین بود گردید ند آنحضرت که کـوه شجاعت و مردانگی و آسمان تهور وبهادری است متوجه دفع آن مقهورین گردیده چون آفتاب درخشان بران خیل ستارگان رد معاذالله نزديک بود که چشم زخمی به پیکر قدسی رسد درین اثنا عالیجاه میرعلم خان و پسرش محمد افضل خان رسیده سپه داری و جانبازی (۱۱)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 22. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/22 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/22
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record