Machine transcription
گل چهل دویم
در ذکر ارتحال سردار محمد اعظم خان ازین خاکدان فانی بوسعت
آباد دار ابدی و رحمت سرمدی
صدقیامت شور از بیمزگی باده نشاء این کدورت آمیزتوهمرار آبشکده دود آه ازختگی هنگامه انبساط این بزم وحشت خیز کدام صبح است که درین باغ پرخار از بینایی ما قنه نسیم دامن دامن گل گریبان چاکی فرقه احباب نباید چیدن وخامی نمیشود که درین زمین هموار از آتش دلسوختگی خرمن خرمن دانه اشك جدائی دوستان نباید پاشید صاف صهبای طرب این مینا بدرد هزارگونه محنت آمیخته ورنگ دانشین وضع این عاریت سرا را ازگرد کدورت ریخته دلبستگی برنگ حنای دولت بیبقای جهان از دست کودکان میباید هوس مایه ساختن خیال راحت کم ثبات دوران دماغ ازعقل تنگ مایگان را میشاید و درین ویرانه بنا از نهایت آمیزش آسودگی وتعب در يك بستر آرمیده و درین ترکیب سراز نزدیکی عهد قماط وکفن ازيك يستان شیر مکیده غرض ازین الفیه د. سخنهای نا گفتنی تحسر وتاسف ازقضیه ناگزیر سردار والاتبار سردارمحمد اعظم خان است نبذی ازان اینکه سردار موصوف ازان باز که سریر شور را از اطاعت خلیفه بر حق وامیر مطلق کشیده گاهی بمراددل نرسیده همواره آماج تیر حدثان و مرکز دائره حوادث زمان بودتاکه در سال گذشته در محال غزاین شکست یافته بکوههای وزیری گریخت واز انجاه از راه ملك كاكړی بمال کورت مان سرکشیده از راه سجستان به مشهد مقدس رفت وازغم وغصه فرقت یارودیار وجلاوطنی وتنگ دستی و بی حرمتی مورد هزارگونه امراض گردیده آخرالامر به تب دقى اسهالى سرکشید هرچند اطبای حاذق در معالجات آن آن کوشیدند فائده براو مرتب نه شد وعمد ر شدت مرض ونهایت غربت سردار عبدالرحمن خان جدائی از وگزیده به بخارا رفت بناچار ترك مشهد گفته متوجه تهران گردیدچون بشاهرود بسطام رسید به تاریخ سوم شهررجب المرجب ازمرض طاعون امانت جان عزيزرا بملك الموت سپرده ب دارالبقا خراميد انالله وانااليه راجعون ونامش را در جوار سلطان عارفین بایزید بسطامی قدس الله سره العزیز مدفون نمودند و تاریخ پانزدهم شهر مذکور در حینیکه شهریار جهان در جشن جمشیدی نشسته سرخوش باده طرب بود این خبر وحشت اثر رسیده عیش آنجناب را که پا بنده باد منغص ساخت وازجوش صله رحم رقت فرموده غایت حسرت ونها يت تاسف فرمود وچون تسلیم درکل امورات بحق ورضا وبقضای ایزد مطلق عنوان کتاب آن جناب است مضمون آیۀ کريمه وبشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله وانا اليه راجعون اوليك عليهم صلوات من ربهم ورحمه واوليك هم المهتدون ملحوظ فر مو د ه به تکرا ر کلمه ترجیع رجوع فرموچون پوشیده نیست که به برکرده خلعت هستی دیبای د نيا بجز كندن دل ازان چاره ندارد و قدم بعرصة وجود گذاشته بیطی آن ر اه بجای نمیر سد آنحضرت که رموز دان غوامض امور اندبقدر مقدور خودرا از كدورت بی فائده این مقدمه باز آورده بقضای الهی ر ضا داد.
(١٨٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
