BrowseGulshan-i amārat → page 175

Page 175

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 175 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

را سر عاقبت بمرد آمده در خیال لشکر کشی بصوب مستقر الخلافة افتاد و غافل از اینکه گفته اند: نظم ـ او می شده در تپه ضلالت کوره * ناگشته زحکمت الهی آگه نکشاه دری لیطفو ا نور الله * غافل شده زالله يتم النوره . القصه آن وخیم العاقبت بدون مصلحت سردار محمد اعظم خان باهفت پلتن و هژده عرابه توپ و نوزده طلب رساله وهزار نفر سوارازبک و دونیم هزار نفر جزائرچی باعدت تمام وشوکت مالاکلام از غوری متوجه مستقر الخلافت گردید ع صید را چون اجل آید سوی صیاد رود ومکوچهای متواتر از راه کوتل باوقاع بادل صدداغ وارد بامیان شد شهر یار با اقبال چون از احوال آن بی‌مآل مطلع گردید اگر چه کار لشکر و سپاه و ملک پریشان و ابتر بود مگر چون ومن يتوكل على الله فهو حسبه ان الله باصع امین آغاز کتاب او است دست بحبل تو کل زده از مکمن عز واقبال حکم قضا توام شرف اصدار فرمود که عساکر ظفر مظاهر تهيه اسباب جنگ وجدال وترتيب عدت رزم وقتال نموده بموكب جاه و جلال جمع آیند تا از رشحات تیغ آبدار غبار عصیان عبدالرحمن خان والی عاری تر کستان از صفحه روز گار واوراق لیل ونهار شسته گردد و بتاریخ یازدهم شهر رجب المرجب سنه ١٢٨٥ یکهزار دوصد و هشتاد و پنج سردار عظیم الوقار سردار محمد اسلم خان را باسه پلتن و شش عرابه توپ و کن سوار و پیاده کوهستانی از راه چاریکار کوهستان ضرب شصم سمت بنیان گسیل فرموده مامور حفاظت ومتانت کوتل چر تک داشت که اگر غنیم از راه غور بند ادعای مرور داشته باشد عایقی عظیم و حاجزی جسیم در پیش باشد و داؤد شاه خان جرنیل را با سه پلتن وشش ضرب توپ و بهادر خان را با سه هزار کس جزائر چی وعالیجاه سردار شاه پسند خان را معه هشتصد سوار مقرر فرمود که براه کلان رفته کوتل اونی را محکم سازند و بتاریخ شانزد هم شهر مذکور شاهزاده عالم و عالمیان نور حدقه انس و جان و نور حدیقه بر واحسان سردار صاحب وقار سردار محمد یعقوب خان دام حشمته را با نه پلتن و دوازده عرابه توپ وبقيه لشکر وسردار جلادت وقار فتح محمد خان مامور فرموده که در میدان بعد کوت عشر و رفته اقامت اردوی همایون نماید و خود بعد از مرور سه لوای ظفر انتمارا از مستقر الخلافت در اهتزاز آورده با سرداران شجاعت نشان سردار محمد اسماعیل خان وسردار ولی محمد خان وغيره و خوانین با احتشام و سپاه ظفر پیام در محال قاضی قلعه منزلزقات جلال برپاداشت و سردار عبدالرحمن خان چون در بامیان رسید از غائله ئی که اندیشه و یا از افساد پیشگان با ارسال رسل شینده بود یکی بظهور نرسیده در ششدر حیرت چهار میخ ماند نه پای پس کشیدن که عزیمت واضح و نه دل پیش آمدن که راه مسدود بود و لا چار از گردن دیوار در موسمی که هوا سردی بافراط ظاهر کردیده برودت آن بغایت انجامید . نظم شنا گشت روی زمین است یخ ز یخ چشمه هاچون زمین گشت شخ ز سر ما نگویم که یخ بست آب که می بست یخ چشمه آفتاب وابر تیره سراپرده سیاه در فضای عالم علوی کشیده تنق نیلی بر چهره نور بخش آفتاب می پوشید از حدت شدت دی و سرمای بی منتهای وی فلک کجلی پوش سنجاب سحاب در بر کرده کوه باشکوه سردر زیر پوستین قائم برف در آورد . (106)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 175. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/175 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/175
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record