BrowseGulshan-i amārat → page 170

Page 170

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 170 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

موصوف شده منصور و مظفر بخدمت برادر رسید وسعادت این ایام آنکه شاهزادگان جلیل الشان عبدالله خان ومحمد ایوب خان پسران شاه سعادت نشان واحمد علیخان پسر سردار محمد علیخان جنت مکان که هر سه نو باوه از حدیقه عصمت اند باتفاق عالیجاه اشك آغاسی شیر دل خان وچند نفر خوانین از کابل گریخته اولاً و گرد در ژرمت پیش ارسلان خان رفته از آنجا فایز عتبه بوسی گردیدند حضرت اعلی از دیدن آن قرة العین رقت فرموده هريك را در کنر عاطفت کشید و خدمت هریكی از امرا مرتبه حسن قبول یافت و سردار محمداسماعیل خان چون از کنار کوهستانبان و ددسیرستان فراغ یافت متوجه فتح الاحصار شده مداخل ومخارج قلعه را مسدود فرمود وعرصه کار را بر خصم اندیشه مان تنگ تر از چشم حاسد وكور بخیل ساخته بر برج يك لاخو مشهور به برج عقابین که سر کوب بالا حصار است و در متانت ورصانت با بروج سماوات دم همسری میزند و بر جی است برحریة الوتد غایت حصین ومحکم، ایدت نهایت رصین که دست تصاریف ایام هرگز بدامن خاکریز آن نرسیده و دیده سپهر کبود در عرصه ربع مسکون بمحکمی آن برجی ندیده . بیت کنگر او گذشته از مه و مهر کشته دندانه های چرخ سپهر یورش برده قهر اً و جبر اً در تصرف آورد ومیر اعظم خان با میانی که بصوب چاریکار واز روسای کوهستان بود و درین گیر و دار بهیچوجه اثر و أثاث معانی فداکی تبرزیده درین یورش بقتل رسیده ذخیره نیکنامی اندوخت . بیت شجاعت یقین زیور آدمی است نمایشه ء جوهر آدمی است بود فخر مردان زجان تاختن رحم پر دلان را سر انداختن و چون برج مذکور مفتوح گشت مردم بالاحصار امان خواسته قلعه را سپرد ملا زمان سردار جلادت شعار نمودند ( ذالك فضل الله یوتیه من یشاء ) و بالفضل فتـحــنـامــه را ارسال پایة سریر خلافت ساخت و چون فتح نامه معروض رای بیضای عالمیان یاية سریر امارت گردید شادبانه نواخته از خنك توپها صماخ گوش اعمدا را پر دریدند ولشکر خصم که خانهای اکثر ایشان در شهر بود ازانتشار این خبر سراسیمه شده هر روز پنجاه شصت نفر پیلتن وسوار وغیره گریخته باردوی همایون میرسیدند ورعایت ومرحه نهای زیاده شمار ایام عمر از سر نو میگرفتند و هم در این ایام غلام محمد خان قوندراتی نوشته امریضان ان جهل و بيانة طی که از معتبرین امرای سردار عبدالرحمن خان بود با دوصد سوار از يك از ترکستان بكمك سردار محمد اعظم خان رسید اما چون گریختن سپاه از اردوی او بكثرت رسیده چاره پذیر نبود بناچار شب پنجشنبه هشتم جمادی اول سنه ۱۲۸۵ یکهزار و دوصد هـ. ق پنج عروس بی وفای مملکت را سه طلاق میگو شده در بسته که مراجعت پذیر نیست ودل از مال وعیال بریده بحسرت تمام عار فرار را بر ننگ قرار اختیار نمود وارد وواثاث واسباب سلطنت وتوپخانه را برجا گذاشته با چند نفری از خواص خود راه ترکستان پیش گرفت . (۱۵۱)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 170. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/170 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/170
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record