Machine transcription
محمد سرور خان در جینی که از قندهار فرار نمود چون بغزنین رسید بجهة پدر احوال ادبار
مال خود مرسول داشت سردار محمد اعظم خان آوردن او را بکابل به هیأتی که کسر رایش
میاد اسباب بی اعتباری خود میدانست او را در غزنین توقف کردن امر فرمود درین ایام سعادت
التیام که خبر حرکت افواج بحر امواج صدمه کوب محمد سرور خان شد صورت واقعه را بپدر
معروض داشت سردار محمد اعظم خان سردار محمد یوسف خان پسر امیر علین مکان را معه
دوپلتن وسه رساله برای حفظ غزنین بکمك محمد سرور خان مرسول داشت و حکم تحصن نمود
وخود سردار محمد اعظم خان در تدارک اسباب قتال وتهیه ادوات جدال استعمال نموده
درده بوری دو کروهی کابل اردو ساخت وسردار محمد شریفخان را که در ایام فتح قندهار
پاحمید هراده فرح دتار اراده گریزشده تا روانه سمت قندهار گردد سردار محمد اعظم خان
برمافی الضمیروی اطلاع یافته سبقت جسته بتاريخ یازدهم ذی الحجه سنه ۱۲۸۵ یکهزار
دوصدوهشتاد و پنج ویرا قید نموده فود در بشولت به بی عزتی تمام وخصفتی بلا احترام مرسول
تر کستان داشت و عبدالرحمن خان که در اوایل بهار بعد از فراغ مقدمات نمك و آنجه وشبر غان
وسرپول متوجه مقدمه میمنه گردیده وعزم تسخیر اندیار کفر جید در میان بسته با سردار
محمد اسماعیل خان و جمع عساکر حصار میمنه را قبل نمود میرحسین خان والی میمنه که از ایام
سابق ولا حق دایع عبودیت بندگان اقدمیزبید خصار و زینت جبین خود داشت استغاثه طلب
كمك بعرض وافقان سریر امارت عظمت فلك در هرات رسانده شهریار جهاندار آقا نی خان
جمشیدی ملقب بامين الدوله وسردار محمد اعظم خان كبه الحق نمك حلالی ووفاداری باسم
اوختم است بادوهزار سوار جرار بكمك والى ميمنه رخصت فرمود و چون رسیدن كمك از اول هم
مدنظر سردار عبدالرحمن خان بود در ایام محاصره صدمه کوب او شد مصلحت خود دران دانست
که پیش از وصول كمك پورش سلطانی بر قلعه برده ع تا دوست كرا خواہد و میلش بکه باشد
طالع ازمانی کند مکرمداست که اذا انقضت المره لم ينفع الحسه اقبال روباد بار نهاده و نحوست
ایام از کثرت آثام بفهوای ان الله لا یغیر ما بقوم حتى يغيرو امابانفسهم دست بگریبان گردیده
از یورش خواهش بر نیاید و از جنگ نام وننگ بحصول نانجامد سپاه اجل رسیده را ازن یورش
فرمود والی میمنه با همه میران ترکستان که از دوراو از اطراف وجوانب فرار شده در آنجا
جمعیت داشتند دل بر مرگ نهاده پای ثبات فشردند و بمدافعه و محاربه پیش آمده کمرجهد
به بستند وحر بی شدید از فریقین بظهور پیوست و از خودسری و نگہت ایام عالمی را از سیاه
تباد فناداده دست خود را از دامن فتح آن کوتاه یافت ناچار عار فرار را بر ننگ قرار مختار
نموده بر گردید و برعش کروهی شهر لنگر اقامت انداخت درین اثنا كمك مذکور دو منزله
رسیده خبر تسخیر قندهار سماح گوش بیزد ر ید چار ناچاری از مشیع
که مصداق تمن بعی دراهم معدودة بود با والى مذكور مصالحه
نموده خون عالميكه عندالله قطره از ان از دنیا ومافیها عزیزاست بفروخت ذلك هو الخسران المبين
منكوب وخامر بر گشته روانه تخته پول شد وسردار محمد اسماعیل خان چون از قید وغم عم
نحیف سردار محمد شریف خان خبر گردید عاقبت خود را معاینه نموده خدما تیکه در مدت
سه سال نموده بود بیجادانست والحق که بیجا بود واز جوری که از تسلط جرنیل سهراب
(١٤٧)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
