BrowseGulshan-i amārat → page 153

Page 153

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 153 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

چادر بسته که رجعت بان متصور نبود روانه گرشك گردید و چون بحدود آب که مجمع البحرین آب موسی قلعه و هیرمند رسید عاملان او که در محال نوزاد باجتماع زاد سرگرم بودند لرزان و گریزان آمده نوید دادند که در نوزاد فتنه نوزاد تصریح این قصه اینکه چون ماهیچه رایت نصرت آیت شاهزاده سکندر شهامت از مطلع ناحیه فراه طلوع نموده جرایل بهادر عالیكر ظفر اثر از عقب رسید برای آسایش جیوش نصرت خروش توقف فرموده طریقه مشورت که صفت خیر البریه است با امنای دولت اصمدت پیش گرفت بیت سکندر جهان را به آسان گرفت تدبیر اخشتر شتابان گرفت آخر الامر آراء ثواب نما قرار بران گرفت که سردار شیر علیخان وسردار شاه پسند خان وسردار عبدالله خان وعبد الظاهر خان با هزاران غوریان و خضر قلیخان جمشیدی با علیخان ترکمان که جمله چارهزار سوار جرار باشد بطریق قراولی رفته بر حواشی اردوی دشمن تاخت و تاز نماید سردار موصوف حسب الامر ای تکار نموده چند شب پیماپی رفتند تا صبحد وارد نوزاد گردیدند عاملان سردار محمد عزیز خان سررا از پا نشناخته تار دوی اوعقب خود ندیده بن راه فرار سپردند سردار محمد عزیزخان از دو آب کوچه روانه قلعه گرشک در ین روز سواران قراول وارد لندی ناو مشدند فردا چون سردار محمد عزیزخان کوچه دروا، گرشک بود سواران قراول نموداری کرده خود را به نشان ظاهر نمودند سردار محمد عزیزخان بوی باه اختن سپاه قراول لشکر منصور را از خوددور داشته قطع مسافت مینمود وسواران هراتی که حریقه الاهانی حیات ایشان است در اطراف اردو تاخت نموده آدم واسپ و اشتر را از اردوی خصم خطف میکردند تاسیاهی شب پرده دار شده سردار محمد عزیزخان وارد قریه شورکی که سه گروهی قلعه گرشک است شده دوم صبح پاسداری نمود وسواران قراول بيك فرسخی ایشان فرود آمده اموال صرف زمینداور و گریر خصم را معروض داشتند چون روز روشن شد از شور کی کوچیده بیرون قلعه گرشك بر تیغه سنگهای که فاصل رودخانه و دشت میباشد فرود آمده سنگرهای محکم ساخت و سواران قراول هر روزه بیست نفر آدم واسپ از اردوی اومی ربودند سردار خوشدل خان که مدبر ومشاور او بود وی را بکرر گفت که از دریای هیرمند عبور باید کرد زیرا که آب هیرمند در طغیان است و عبور بدون کشتی میسر نیست کاثر را ضبط نموده زورق تدبیر خصم در لجه حیرت سرگردان خواهد ماند درین اثنا رسیدن كمك از قندهار بلکه از کابل نیز متصور است چون تبراً رعايا كه شب تاروز و روز تاشب دست بر آسمان بودند و استیصال مد بران برگشته روز بدعای سحری و وظیفه مستمری بومی و لیلی میخواستند با ماج اجابت رسیده بود نصیحت ناصح این را بریبلی او عمل نموده بی جرأتی او را دست آویز رد قبول نصیحت او نمود و فرمود كه سخن اتالیق مشفق در گریز و فرار که بسیرور از سید آباد تاقندهار میرسد وقفی دارد و ثبات قدم و فشردن با نصیحت دیگران است سردار با وقار چون جواب ناصواب از زبان نادر زمان شنید پس زانوی خموشی نشسته دانست که با جنود مجنده غیبی تدبیر را دست در آستین و مقا بله را جان شیرین دریده و اپسین است و اعجوبه دوران نادر زمان مرچند بچه برادر نامهربان محمد سرور خان نوشت كه كمك را سر جناح استعجال مرسول دارد او کمتر شنید که خود (134)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 153. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/153 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/153
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record