Machine transcription
پیاده میرفت ولاآلی نصایح را ز یب گوش او می ساخت شهریار جهاندار نیز در رکاب
فرزند اعز ارجمند رفته بلآلی مضامین این نصیحت دلگشا گوش او را محلی می ساخت
ومی فرمود بحکم (وما النصر الا من عند الله العزيز الحکیم فتح نامه دولت به طغرای
غرای نصرت جز بتائید خامه حضرت عزت موشح پذیر نیست کمی لشکر وزیادتی عسکر چندان
دغلی ندارد بسیار بوده که بلشکری جرار که با کثرت شمار از امواج بحار و ضعایف
اشجار نشان میداده اند بحکم ( کم من فئة قليلة غلبة فئة كثيرة باذن الله ) از اندک
مردمی چون اوراق خزان واقطار باران نیسان باطراف جهان متفرق وپریشان شده اند
ای فرزند توکل بر کرم بغایت وعنایت بی نهایت واهب العطایا بنمای ودست امید از
ذیل دولت جاوید ( فاذا عزمت فتوکل علی الله ) مکمل م که دستگیر فروماندگان
خداوند است و در حفظ قوانین عدالت ورسوخ بنیان کناخ نصفت دقیقه مهمل وفرومگذار.
بیت
اگر بایدت دو لت و سروری
دل زیر دستان بد ست آوری
تا رعیت در سایه آفتاب رعایت که نمودار سایه بان ظل الله است آرایش تمام بیابد
ودر احترام علما وافاضل وتکریم اهل الله وا کابر وامائل کوشیده خدمت ایشان را
از لطایف شیم ومحاسن کرم شناس وحرمت وتعهد حال اصحاب تیغ که زبان خنجر خونخوار
ایشان روز دغا بارباب عصیان ترجمان فتح وظفر است برذمه همت خود لازم شمر
بیت
ازان یافت کاوس بر خصم دست
سپه را با حسان قوی کن بچنگ
که چون رستمی داشت فرمان پرست
که از چنگ مرد افکن آید پلنگ
و دست ایشان را از اموال و آبرو ی رعایا بحسن معد لت وسیاست نگاهدار .
مثنوی
مگر تا نیاری به بید اد دست
اگر شاه بیداد جو ید همه
که آ باد گردد ز بیداد پست
پراگنده از گرگ گردد رمه
بعد از اتمام این نصایح بسانحه فا یحه ویرا واخته رخصت سمت مقصود فرموده شاهزاده
بلند اختر بمنزل اول در پول مالان نموده سر ادقات عزت واجلال را به سدوشا رسانید.
و چون ساحت سبز وار از قدوم میمنت لزوم سردری رسید عساکر نصرت ما ثر را
بسپهسالاری جرنیل بهادر سپرده خود به بلده فراه راهی خیر فرمود سردار میرافضل خان
که سبب دادن فراه باعدای دولت بدنام شده بود از حکومت آن محال دل بر داشته
باستقبال شتافت شاهزاده زیدل نظر برسوابق خدمت او کرده باکمال تمام دلش نواخت
وبقرار سابق حکومت آنجارا بروی مسلم داشت ومحمد عزیز خان شیره سر واژگون اختر
بنحوی بیخبر در زمینداور مشغول اخذ و جر و فسق وشر بود تا که دشمن جانی خلق اورا
نفشرد از خواب غفلت بیدار نگشت و چون اطلاع مییافت عساکر منصور وارد فراه شدند
ناچار ترک مدعاهی کرده سراسیمه وار عروش حکومت زمینداور را سه طلاق بگو شد
(۱۲۴)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
