BrowseGulshan-i amārat → page 122

Page 122

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 122 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

توکل بر کریم بیغایت وعنایت بی نهایت وهب العطیت نموده است امید در ذیل دولت جاوید فاذا عزمت فتو کل علی الله زده متو جه انتقام خصم بدسیر میباشم (ع) و تادوست که راخواهد و میلش بکی باشد* تادود از دمار دشمن کینه کذر و فتنه جو یان غدار برنیارم بر بستر استراحت و مخدهایات و امارت آرام نخواهم فرمود. بیت بمطلب رسیدن کسی را سزاوار گردد وبر بستر ناز یکدم نحسبیده باشد چون ارکان دولت و سرداران با مکنت دلا یل شجا عت ومخائل دلا وری و جلا دت ار جبین مبین آنحضرت مشاهده نمودندهمه به یکزبان وصم دل شده لسان حال را باین مقال کشردند بیت نقد جان بر دست پیش داستان استاده ایم خدمتی کردست ما آید بجان استاده ایم وزبانرا بلاف وشاف وزور وگزاف وا کرده جان سپاری و روح فدای ظاهری را زیاده از طاقت به منصه ظهور جلوه گر ساختند و چون حضرت سکندر مرتبت یکدلی و یکجهتی از سخنان مزخرف ایشان دریافت خود حکم فرمود که همین زمان باسیاه کینه خواه کوچ نمائیدحاصل سخن اینکه در موسم بهار آخر سنه یکهزار و دوصدو هشتاد و دو هجری شهر ذی القعدة الحرام که سیاه سبزه وریاحین عرصه باغ وبساتین عموم ساخته سلطان بدیع ربیع عام المعمل بیکر لاله را بر قلل جبال افرا خت. رباعی سلطان ربیع را چو عدل است آئین پیکر فت بمر می همه روی زمین در هر طرف از سبزه خیا می آرا ست وز مقدم او گشت جها ن خلد برین خاقان گردون غلام بر عزم انتقام چون شهوار انجم پای در ر کاب ظفر ماب نهاده بررخش تیز گام امید وتوسن خوشمرام دولت جاوید سوار شده عنان جهان کشاهی بدست حزم داده روی باستخلاص شهر کابل نهاد و کوچ بر کوچ متوجه آنطرف شد روز عید اضحی در منزل شاه جوی دوگانه عید را بتفریح تمام و ابتهال بلا انصرام برای یگانه از همتا بیگانه ادا فرمود وچون خصم از توجه شهریار جهان خبر یافت در ششدر حیرت افتاده نه یارای رفتن پیش و نه طاقت گریز یافتند آخر بدون مقابله کاری وسوای مقاتله چاره ای ندیده با لشکر ترکستان وکابلستان و توپخانه فراوان از کابل بیرون شده متوجه تقابل گردید نخست سردار عبدالرحمن خان ومحمد رفیق خان با فوجی روانه غزنین گردیده تا آنجا را محکم سازند چون ایشان بغزنین رسیدند عالیجاهان ایشک آقاسی شیردل خان و خدای نظر خان وردك وميرزا حبیب الله خان برادر زاده او که در غزنین بودند حق نمك حضرت اعلی را پاس داشته دروازه های غزنین را چون ابواب طالع بر روی ایشان بست هر چند سردار محمد رفیق خان بوعده و وعید انداز تبشیر آن صدیقان نمود فائده بر آن مرتب نگشت بنا چار روی ایاس بر تافته با دل پرخون و بیم جگر از هراس دونیم روانه کابل شد ند (۱۰۳)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 122. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/122 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/122
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record