Machine transcription
(٨٦)
بشد اكبر آنگاه بنزديك شاه كه شاهانند آراسته مر سپاه
وزان پس بفرمود شاه در زمان با كرم كه اى اكرم پهلوان
تو اینجا بگاه باش نز د حرم نگهدار خدمت گذار ان بهم
بهمر ات چهار دانای کار بيا شد درین جایگاه بایدار
كه من لشكر و نامدار ان همه بسوی بخارا برم زمر مه
چنين گفت برخاست آن شهريار بزین بر نشست آن شه نامدار
بسوی بخارا نهادند رو ابا لشكر و كشور كفت كو
سه منزل بهمرای آن شهریار همی رفت آن والی نامدار
زراه گشت بر سوی قرغان همى وداع كر د از شاه و گریان همی
وزان شهنشاه پر رنج و درد بسوی بخارا شدی راه نورد
شب چند بگذشت در پهن دشت كه نا خود ز دریای آمو گذشت
فراوان ببر برد لپل و نهار كه آمد بنزديك شهر بخار
بدان شهر یارا گهی در رسید که آمد کنون شاه کابل پدید
بفرمود بر نامداران خویش ابا لشکر و کامگارا ن خویش
که فی الجمله یکبار از بیش و کم ازین شهر بیر ون بر آوید علم
رخ خود سوی شاه کابل کشید دلش شادمان زین تقابل کنید
بفرمان آن خسرو تا جدار برون رفت لشکر ز شهر بخار
رسیدند بر شاه نو سرفراز ستادند برد ند پیشش نماز
دو رویه ستادند تایا رگاه رده بستند از نزد شاه تا بشاه
شه کابل آن خسرو دلستان میان رده همچو شیر ژیان
به یمنا ی شاه افضل واكبرش چو سلطان که بد پور از داورش
سمیع خان اعظم به بسر ای شاه د گر شیر جان همچو ر خشنده ماه
برادر بسلطان لشکر شکن پس پشت شاه بود این هر دو تن
نخستین سمندر دویم عمر است که شیر ژیانشان بچنگ اند راست
بد نبال اینها سیه هر چه بود میان رده تا ختند همچو دود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
