Machine transcription
(٢٦)
جهان را ساس نیست راه وفا چه حاصل ترا زو کشیدن جفا
که با هیچکس پایدارى نکرد بجز رسم بى اعتبارى نکرد
غلامى چه باشد سرای سپنج بیابان غم باشد و کوه رنج
که چون دا کتر شهر کابل رسید توابع کمان رفت شه را بدید
دل پرنس ازوى دران روز کار بشد تازه و تر چو خرم بهار
همه روز با هم ملاقات بود سخنها ز هر جا بیان میشد و د
چو شد تیغ سلطان شب تیزتر روان از تن روز برید سر
سراپای خورشید بسته کنون فگندند در چاه مغرب نگون
چو سیاره ها لشکر افراختند سراپرده شب بپا ساختند
سیاهى در انوقت ز یبنده شد سپیدی بهر جا گر یز نده شد
در اشب بهم بر سر دا کتر نشستند پنهان ز راز کتر
بد و گفت هر چیز بشنیده بود هم از دیدنیها که او دیده بود
همان نیز هر چیز مکتوب داشت بیاورد و در پیش پرنس گذاشت
چوپرنس همه کار دیدی بکام بگفتی که این ملک ماراست نام
مجلس آراستن امیر دوست محمد خان و آمدن قاصد بخارا
و پادشاه ایران
کنون بشنو ای مرد دانا وزیر که چون است هنگامه دارو گیر
مباش از جفای جهان نا امید بود عاقبت از سیاهی سپید
بود نامۀ ما سیه نامهء ان سپیدی دهد ابر الطاف آن
چو باز سپیده سحر در رسید بچنگل دل زاغ شب بر درید
بکافور بردی فلك احتیاج فگندی زیا مشك چین را رواج
در خشنده شد چهرۀ آفتاب صفا یش گرفته رخ کوه و آب
پس آنگاه سپهدار والا تبار سرسر کشان شاه کابل دیار
چو بنشست بر تخت شاهنشهی بسر بر نهاد کلاه مهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
