Machine transcription
(۹۲)
اکنون ارجمند محمد اسمعیل خان از طریقه نادانی بحضور شما حرکات بیجا کرده
اما زجر و زحمت و خواری و در بدری را بخود گرفت و حال تباه و سراسیمه احوال
و پراگنده روزگار بحضور بندگان سرکار رسیده با وجود این امری پدر بندگان
اقدس خرسندم که عازم حضور فیض ظهور گردید و باهمه نادانی و خردسالی عجب است
که خود را فرار دشت ادبار نکرد و امروز از کردار زشت خود پشیمان است و سرزنش
بندگان اشرف اضافه بران است . اکنون عذر نادانی و خطا کاری او را بحضور
ارجمند اقبال نشان مینویسم و التماس ازان برادر خجسته خصال میدارم که باعث
رضامندی سرکار از گناه او گذشته سردار محمد اسمعیل خان را بگذارید و خطای
اورا عفو دارید و خط تسلی برای مذکور بفرستید که بخاطر جمعی تمام بحضور شما
فرستاده شود و بخاطر داشت سرکار نامبرده را صاف دارید و گناه او را بخشش کنید
همین خجالت و شرمندگی برای مذکور کافی است و تقاضای خرد سالی سراسر ملامتی
است زیاده بر این موجب مزید عافیت است والسلام .
مختصر کلام چون فرمان سرکار امیر شیر علی خان بقندهار رسید و سردار عالی
مقدار سردار محمد امین خان مطالعه کرد از غضب براشفت و آتش غضب در کانون
سینه اش شعله زدن گرفت و فرزند خود را بد گفت و درشتی یاد کرد و نفرین نمود و در
مجلس بزبان خود جاری کرد و مرحمت فرمود که این چنین فرزند از اختیار پدر بیرون
من که پدر باشم ازوی بیزارم خدا و رسول اکرم (ص) از وی بیزار باشد زیرا که
زحمت و رنج وی بمن بسیار رسیده است . امیدوارم که در دنیا ذلیل وزبون باشد و در
عقبا گرفتار غضب پروردگار گردد . روز نیکی و خوشنودی نصیب وی نشود همانزان
بمنشی حضور امر کرد که جواب فرمان سرکار والا تبار را عریضه کنید و در عریضه
عرضه داشت بدارید و درج کنید که اسمعیل نام فرزندی ندارم فرزند باید بپدر ثمر
بخشد تا اینکه زهر هلال شود و بحق پدر و بپدر من اختیارش بخودش واگذار شوید
خواه حضور سرکار خواه فرار دشت ادبار گردد مختار است و ممکن نیست که اسمعیل
نام را فرزند بدانم و طبیعت عالی مایل بوی شود رفتاری از وی مشاهده نکرده ام
و کرداری ازوی صادر شده که سراسر ناموس شکن است بعد از تحریر و تقریر نمودن
بندگان عالی منشی حضور بدین منوال عریضه نمود .
عریضهٔ سردار محمد امین خان در جواب فرمان بندگان اقدس در خصوص
عذر خواهی سردار محمد اسمعیل خان .
فدایت گردم فرمان بندگان شهریاری رسید . از نظر دعا گوی گزارش یافت
و سه کرده سرافرازی حاصل شد در خصوص محمد اسمعیل فرزندی که در عین کودکی و خردسالی
حرکت بزرگی کند و خود را از نادانی صاحب عقل بلکه افلاطون زمان شمرد از گعده
افضل پدر خود را بجوی نخرد و منظور ندارد و از فرمان پدر تجاوز کند و خدمتگاران
حضور پدر را که هريك از آنها بمنزلهٔ فرزند و برادر و بازوی بندگان عالی میباشند
و از زمان قدیم تا حال شب و روز بخدمت حضور جان فشانی دارند يك ذره ملاحظه پدر را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
