Machine transcription
(۹۳)
نکرده بدون گناه باختیار خود محبوس دارد واز پدر حذر نکند وخوف ندارد و چندین
حرکت های نامناسب ازوی صادر شود و بظهور رسد که هريك حرکات آن ناموس
شکن باشد واز خجالت سزاوار تحریر نباشد که بحضور مبارك عرضه داشت بدارم
عاقبت آن همه ناهنجاری و کجدايی باسم شکار اجازه بگیرد و فرار را برقرار اختیار
کند ونگوید که موجب بدنامی پدر است هر چند حضور سر کار که منزله پدر است
وارد شده است بخاطر این نیازمند ملالی نمیرسد لاکن همین اسم فراری به شخص بزرگ
کافی است زیرا که مشهور آفاق میگردد امید دارم که غلام نوازی کرده در باب
محمد اسمعیل خان عفو فرمایند و از حضور مهر ظهور معاف دارند و عذر پدر آزار را
بخواهند که سزاوار حضور پدر وخواستن نیست و دیدار اورا دیدن بس دشوار اما
تسلی خاطر دارم که حضور سر کار است لاکن تا زنده باشم نخواهد که نام اورا بربان
آرم وبخاطر گذرانم من از وی بیزارم خدا و رسول اکرم (ص) از وی بیزار باشد زیا ده
عمر ودولت وسلطنت در ترقی وتزاید باد برب العباد ، خلاصه کلام چون عریضه سردار
محمد امین خان بحضور بندگان اقدس رسید و دانست که رفتن سردار محمد اسمعیل خان
بحضور پدر ممکن نیست ناچار سرشته کلی از اسب و اسباب ومنزل ومكان وخدمتگار
و از نقد و جنس برای سردار محمد اسمعیل خان مقرر فرمودند و از هر باب و هــر خصو ص
تسلی داده بخدمت حضور مامور نمودند اضافه بران بجهت حضور سردار محمد اسمعیل خان
یکصد نفر پلٹن ویکصد سوار رساله مقرر کردند که شب و روز بخدمت شان حاضر
باشند و بهره داری کنند و دیگر خدمات شان را بجا آرند و از فرمان تجاوز نفرمایند
باری سخن بطول انجامید اکنون از سردار محمد اسمعیل خان شمه تحر یر دارم ، آنکه
سردار محمد اسمعیل خان برکاب سرکار قایم مقام شد واز حضور پدر دوری جست
وناامید گشت بعد از ان که مامور حضور بندگان اقدس شد رجوع بفتنه انگیزی نمود
و شب و روز از رفتار و کردار و گفتار و حرکات پدر خود بحضور بندگان شهریار
عرضه داشت مینمود و فتنه انگیزی میکرد و از بد رفتاری پدر شکایت میداشت و سخنهای
خوفیه پدر و سردار محمد شریف خان بعموی خود را آغاز میکرد و بسیاری فتنه انگیزی
و غمازی راجع بسردار محمد شریف خان کاکای خود مینمود اینکه لحظه ای نمی گذشت و ساعتی
نبود كه يك فقره شکایت بحضور اقدس عرضه داشت نمی نمود از ان جمله حکایت کان
طلا ونمونه خواستن بندگان سر کار و مانع شدن سردار محمد شریف خان کاکای
خود را بنکرات ومرات شرح حضور اقدس ساخته سخن چینی را بدرجه اعلا رسانید و ختم
کرد اضافه بران از تعمیر در و دیوار و شیرازه و کندن خندق شهر و مرمت کاری آنها
وانبار نمودن غله واجناس دیگر از اسباب قلعه داری وقلعه بندی مثلاً انجام ضروریات
آن که به کار سلطنت به کار میرود و در حضور پدر و سردار محمد شریف خان ملاحظه
نموده بود يك بيك عرضه داشت میساخت و یا بعضی اوقات که سخنهای خوفیه از تدبیر
ملك داری وسلطنت سردار محمد امین خان و سردار محمد شریف خان میزدند و سردار
محمد اسمعیل خان که از خود و فرزند بود می شنیدند هيچ يك را باقی نماند و بحضور
سر کار ذوی الاقتدار بی کم و کاست عرضه داشت کرد ویومیه خاطر بندگان اشرف را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
