Machine transcription
ياد شاهان متأخر
(١٣٥)
و مخارج شان بودند چنانچه به آسودگی میگذراندند بنابران مرگ شاهزادة نوجوان
مرگی بود که تا قیامت داغ بر دل پیروبرنا وشاه و گدا و سادات وعلما باقی ماند و از خاطرهها
محو نخواهد شد قصه کوتاه بعد از دفن شاهزاده والاجاه مردم افغانستان بهر شهر ودیار
وقصبه و دهات هفت شبانه روز ماتم داری نموده لباس سیاه در بر داشتند .
بعد ازان تا مدت یکسال مردمان اعزه و اشراف و بزرگان در بار بنا بخاطر داشت
سرکار در ماتم داری کوشیده به غم والم آغشته بودند و با فلك كج رفتار باصد سوز و
گداز خطاب میکردند .
رباعی
ای داد ز دست فلك بى بنياد
هرگز گره بسة کس را نگشاد
هر جای دلی دید که داغی دارد
داغ دیگری برسر آن داغ نهاد
خلص کلام از رفتار شهزادۀ جوانمرگ و از کردار غمگینی فقرای بیچاره شمهٔ تحریر
شد لیکن از رویداد غم والم حضور سرکار اقدس و داغ بر جگر ما در داغدیده نهادن
فرزند ممکن تحریر کردن ندارد و قلم با وجود زبان دری در شرح غم آن عاجز و قاصر است .
چنانچه سرکار والا ووالده داغدیده بعد از فوت فرزند طاقت دیدن نکردند و وزرای
حضور و بزرگان دربار نیز مصاحبت ندیدند زیرا که احوال پدرو مادرش را دگرگون
دیدند ازین قیاس باید کرد که مرگ ولی عهد داغیست که تا قیامت باقی ماند پس همان
بهتر که از این فقره دست کشیده دارم و از گذارشات تحریر دارم لهذا در همان حین که
ولی عهد وفات کرد محرر کتاب و تحریر کننده گذارشات از ترکستان با تارتی فراوان
که گاهی از هیچ ولایت حاکمان بحضور سرکار نفرستاده بودند از خدمت جناب
لوی ناب صاحب خوشدل خان عازم کابل بودیم قضا را در منزل گردن دیوار که پنج
منزل تا شهر کابل راهست فرود آمده بودیم که خبر وفات ولی عهد به معرفت چاپار رسید
و چاپار عازم ترکستان بود ازین قضیه محرر کتاب که صاحب اختیار تارتی بودم به فکر ماندم
و بحیرت رفتم و حیف از دوسبب کردم یکی تارتق افزون از قیاس دوم غمگینی بندگان سرکارودر
وقت غم همچنین تارتق فراوان که سزاوار خرسندی بندگان سرکار بود از حضور گذراندن و يك
به يك منظور كردن و خدمات شایسته جناب لوی ناب صاحب را را ظاهر کردن مشخص
است که در عین کدورت چندان حسنی نخواهد کرد .
بهر حال بعد از فکر بسیار و اندیشه بیشمار عازم حضور سرکار گردیده روز هفتم
وارد شهر کابل شدیم از مرگ ولی عهد نگذشته بود و بحضور بندگان اقدس با اشخاص
بزرگ که از نظام و غیر آن همراه بودند رفته سلام کردیم و رویداد تار تقی را از قرار
قاعده عرضه داشت نمودیم وشب طومار تارتی را از نقد و جنس از حضور گذراندم
حسب الامر يك بيك خواندیم و دستور العمل از حضور طلب کردیم از حضور فرمان شد
که خاطر اقدس اشرف والاملال آگین است هرگا تار تقی شما بیکهفته از حضور بگذرد
اکنون لازم که یکماه تارتقى را یومیه منظور کنید و به تحمل وتانی هر روز چهار ساعت
تارتقی را بتوقف از نظر بندگان اقدس بگذرانید و سر کار والا را به تماشا و سوال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
