Machine transcription
پادشاهان متاخر جلد دوم (١٣٠)
وسبب کدورت را از حضور فیض ظهور والا خواهش کردند لهذا هنوز بندگان شهریاری
سخن نفرموده بودند که يك عريضه مختصر بینام و نشان بحضور بندگان اقدس رسید
شرح همان قضیه را که کنیز در حرمسرای بعرض اقدس رسانده بود تقریر کرده بود
داخل عریضه نوانموده بود بعد از آن سرکار والا تبار آمدن کنیز را در حرم سرای
بصدراعظم و دیگران بخلوت مرحمت فرمودند در همین فرصت سردار محمد حسین خان
بحضور انور رسید و تکلیف مهمانی را عرضداشت نمود بندگان سرکار از روی تدبیر
خود را ناخوش قرار دادند و وعده را بروز دیگر موقوف فرمودند لاکن از کدورت
بسیار طبیعت سرکار کشاده نمیشد و باندیشه دور و دراز افتاده لحظه به لحظه مزاج
سرکار دیگر گون میشد و غضب بروی مستولی میشد اما از کمال بزرگی صبر مینمودند
وعاقبت متوجه تحقیق شدند و مردمان فهیم و نکته رس ورموز فهم بجهۀ که تحقیق مقرر
نمودند با وجود آن یقین سرکار اقدس خاص بود زیرا که دایم عریضه فرامرز خان
سپاه سالار از سردار محمد اسلم خان شکایت فرستاد در مطاوی آن از سردار محمد حسین خان
عرضه میکردند که برادر محمد اسلم خان نامیده میشد اما بندگان سرکار بزرگانه
در صبر میافزودند و قضا را ازین قضیه هفت روز گذشته بود که عریضه افسران سبزوار
رسید و خبر قتل سپاه سالار در عریضه درج بود بمجردیکه عریضه از حضور بندگان
اقدس گذارش یافت آتش غضب در کانون دلش شعله زدن گرفت و طاقت طاق شد و صبر
و تحمل بوجود مبارك باقی نماند وفوراً سردار محمد حسین خان را بحضور طلب کرده
عریضه افسران سبزوار را نشان داد سردار محمد حسین انکار کردند و عرض نو نمودنده
که غلام در کابل بحضور بندگان اقدس میباشم ازین قضیه آگاه نیستم بندگان
اقدس امر فرمودند که سردار محمد حسین و برادر كوچك شان محمد قاسم خان را محبوس
دارند وچند خدمتگاران حضور را با دوکمپنی پلنتن که عبارت از دوصد نفر باشد
درجای سردار محمد حسین خان امر کردند که رفته زیر زمینی عمارت را بچشم سر دید
تحقیق کنند و حقیقت صدق و کذب را ظاهر کرده اصل مدعا را بحضور آمده عرضداشت
کنند چنانچه فرداظاهر گشتند که از زیرزمینی دیوانخانه که بندگان سرکار را
در آنجا مهمان میکردند دبههای بارود و نمك و تختههای سنگ برآمد وظاهر شد که
سردار محمد اسلم خان وسردار محمد حسین خان بهمین که شکست کار باشد کمربسته
بودند بعد بامر سرکار محمد حسین خان را در منزل مذكور باغل وزنجیر برده نقب
واسباب آنرا نشان دادند و گناه کبیره را بدمه مذکور گذاشتند و محبوس سخت که
سراسر زجر وزحمت بود نمودند بعد از آن دیگر جای مکر و فریب پادشاهان باقی نماند
که بعد ازین نیرنگ تازه بکار آرند بعد بامر سرکار جمیع دولت واثاثه واسباب
زندگی از جزوی و کلی سردار محمد اسلم خان و سردار محمد حسین خان و برادر
دیگرش را ضبط کرده حبه ودیناری باقی نماند وقتل شان را موقوف به آمدن سردار
محمد اسلم خان و دیگران ماندند تا اینکه بعد از چند روز سردار محمد اسلم خان
و دیگران را باغل وزنجیر محبوس وارد کابل آوردند و در زیر زمینی عمارات باغ
دست و پای و گردن بزنجیر بسته در قید وبند محبوس فرمودند و از حضور امر فرمودند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
