Machine transcription
(۱۱۳)
پادشاهان متاخر
پر کاب سردار عالی ایستادند و بخوشدلی به حضورش روانه شدند چنانچه در یکشب
و یکروز خود را در حدود غر نی رسانیدند در آنوقت خدا ینظر خان وردک حاکم غز نی
بود از آمدن به جانب غزنین وحرکات سردار محمد یعقوب خان دانسته که از فرمان
سرکار سر بدر کر ده بی امر پادشاه به این طرف قدم زده اند دروازه های شهر
غزنین رابسته پیغام داد ند که هرگاه به امر سرکار آمده باشید فرمان حضور به کار
است که ملاحظه شود و غلام بقرارفرمان عمل بدارد والابراهی که پیش گرفته اید و اراده که
دارید بروید که غزنین گرفتن بسی دشوار است و بطل غلام سرکار خداینظرخان جان فشان
سرکار صاحب اختیار ملک است ازاین خیال باطل درگذرید که سود نمی بخشد سردار
محمد یعقوب خان هر چند که از سخن های جیگر شکاف وحرفهای زشت خداینظرخان
سردارمذکور جیگر شکاف شدوچون مار بخود پیچید و آتش غضب در نهادش درگرفت
لاكن دست ستیزرا کوتاه دیده وازجانب كابل خوف کلی به خاطر داشت که مبادا
ازکابل سوار رساله به جهت گرفتن برسد وکار دگر گون شود وعرصه تنگته شودحال
که فرصت باقی است لاچار ترك غزنین گفته به جانب قندهار روانه شد اکنون سر کار
امیرشیرعلیخان نما ز خفتن اطلاع یافته زیرا که ملا زمان سردار محمد یعقوب که ازخدمت
سردار مذکور بازگشته بودند بحضور آمده حقیقت راعرضه داشت کردند چنانچه خاص
وعام که در بارگاه سلطنت بودند شنیدند ودرباره سردار محمد یعقوب خان نفرین کردند
وگفتند که شخص بخت برگشته رانصیحت نیکونمیتواند کرد ودرباره شخص فلك زده نصایح
سودنمی بخشد خصوص نارضا مندی سرکارالبته که خداوند به غضب خود گرفتار میسازد
بهر حال بند گان سرکار نیز دعای بد درباره سردار مذکور
نموده دیگرواگذاشت . مگر گاه گاهی مرحمت میکردند که خانه این حرکات موجب
رسوائی وخجالت سردارمذکور خواهدشد بعدازآن به منشی حضور امر کردند که به غزنین
و کلات وقندهار وفراه وهرات به صحابت چا پارفرمان نوشته بفرستید وامر کنید که ملك های
خودرا از دست بدرند در رهزن اعنی سردار محمدیعقوب خان نگهداری کنید ومتوجه
باشیدهرگاه سردارناخلف نزديك به شهر و دیارشود دانسته با شید که یاغی شده وازفرمان
پدرکه ظل الله میباشدرسرکشیده وازامر سرکار تجاوزنمودهامربست به شما یان که هر گاه
حرکتی بیجا بدارد بضرب توپ وتفنگ دود از نهادخود باغی وباقیان دیگر که حمله دارند
برارید ونگذارید که قدم از قدم جانب شهرستان حرکت نمایند و عنقریب فرامرز خان
سپاه سالار بادریای لشکر به شمایان میرسد وفلك زدۀ بخت برگشته را ازخاك افغانستان
بدر کرده قرار دشت ادبار میدارد اکنون قبل ازین از طلب نمودن فرا مرزخان سپاه سالار
درگند ارشا دنا ئب محمد علمخان ذکر شده بود که در ترکستان باعث کد ورت
نائب محمد علمخان وجرنیل داود شاخان رفته بعداز قضیه فرار سردارمحمدیعقوبخان
از ترکستان طلب حضورشده در کابل استقامت داشت دراین وقت از حضور امر شد که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
