Machine transcription
(۱۰۱)
پادشاهان متأخر جلد دوم
داود شاخان بهمرای هشت پلتن وسه ریمجنت رساله ودوازده عراده توپ جلوی وقاطری عازم ترکستان شد و بسرعت خود را در غوری رسانید بعد از جرنیل داود شاه خان رساله چهار یاری که تعلق بخوشدل خان ايشك آقاسی که کرنیل شده بود داشت بامر سرکار عازم ترکستان گردید در منزل فنجان رسیده واقف شد که جرنیل با لشکرها در غوری توقف دارند کمینه تحریر کننده کتاب که در رساله مذکور بودم امر کرد که در نزد جرنیل داود شاخان رفته خط سلامتی ما را بدهید وجواب حاصل کنید کمینه در غوری رسیده بجرنیل داودشاه سلام کردم و خط کرنیل خوشدل خانرا دادم قضا را در همین فرصت خط نایب محمد علم خان از تخته پل بحضور جرنیل داود شاخان رسید نوشته بود که سردار محمد اسحاق خان که فرار بدریا شده بود بازگشته در ترکستان آمد واندخوی و شبرغان وآقچه وسرپل باوی رابطه پیدا کرده اکنون عازم تخته پل است وقلیل فوجی که بحضور ما میباشد اینهم اعتباری ندارد فقرا نیز وابیسته آنهاست مرحمت فرموده زودتر عازم تخته پل شوید که فرصت تنگیك است ودشمن گلوگیر. جرنیل داود شاخان فوراً در جواب نایب محمد علم خان خط تسلی نوشته مجردیکه حاضر بودم و تازه وارد شده التماس کرد که شما در طریق سپاهی گری وسخن وری بنظر جرار آمدید این خدمت از آن شماست کمینه عرض کردم که جميع امورات کرنیل خوشدل خان بر ذمه من است در جواب فرمودند که جواب کرنیل صاحب را اطاعاً میتونیم وشمارا غیر از تخته پل رفتن چارهٔ نیست زیرا که فرمودهٔ استاد است .
شعر
فرستاده باید که دانا بود بگفتن دلیر و توانا بود
ازو هرچه پرسند گوید جواب بشرطیکه باشد طریق صواب
سخنهای خویش آشکارا کند بنوعی که مجلس تقاضا کند
اکنون مع الخیر بروید وزبانی هم بنایب بگوئید که از شهر تخته پل حرکتی نکنید در بین یکهفته بتوکل خداوند چون سیل ناگهان در تخته پل رسیده ملاقات میداریم انشاءالله تعالی باغیان پادشاه از دشمن گزندی نمیرسد وامید وارم که از دشمن بدرفتار انتقام کشیده هرکس بجزای اعمال خود گرفتار آید این بود که محرر کتاب بتلاش تمام خود را در تخته پل رساندم فرصتی بود که سردار محمد اسحق خان در نهر شخ ترک فرود آمده وفردا وارد بلخ میشود چنانچه شب گذشت علی الصباح خبر رسید که سردار مذکور شباشب وارد بلخ شده عازم تخته پل است بعد از شنیدن این واقعهٔ جان گداز نایب محمد علم خان با هشت عراده توپ وسه پلتن بی اعتبار تعلق ترا بغان برگد که نمك خور حضور سردار عالی سردار عبدالرحمن خان بود وشش بیرق جزایر چی که آنهم بطرز پلتن از اعتبار خارج و يك رسالهٔ جدیدی از شهر بدرشده بدروازه بلخ لشکر گاه کردند از انطرف سردار محمد اسحق خان داخل چهل گزی شده پلتن ارجل وسوار تر کمن وخوانین سوار باشش عراده توپ که همراه داشتند مقابل شده مقدمه در انداخت و از طرفین صدای توپ وتفنگ برآمد دوپلتن نایب محمد علم خان که ترابغان برگد سر کرده شان بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
