Machine transcription
(۸۰)
جلد دوم
پادشاهان متأخر ۱۰۰۰ شیر محمد
رسیدن جرنیل داؤدشاه خان ولشکرهای فراوان سر کار امیر محمد اعظم خان وسردار
عبدالرحمن خان از بیم جان وترس قید و بست فراری شدند چنانچه شرح فراری شانرا قبل
ازین کماحقه در قید تحریر درآورده بودم لهذا چون چشم افسران فراری بجرنیل داؤدشاه خان
افتاد افواج پراگنده شکست خورده خود را جمع کرده مطابق قانون نظام سلامی گرفتند
و تابع فرمان جرنیل مذکور شدند و لشکر باین ظفر انجام دست بتاراج گذاشته جیب و دامان
را از تاراج پرساختند باری جرنیل داؤدشاه خان و ايشك آقاسی خوشد لخان بعد از ورود
بار دوی تركستانی و فتح نمودن بی چون و چرا و سلام کردن فوج تركستان بمصالحت دیده بدیگر
فتح نامه بحضور شهریار عدالت پرور سر کار امیر شیر علیخان عریضه فرستادند و مبارك
باد عرضداشت کردند .
مضمون عریضه : فدایت گردیم بعد از عریضه اول که بحضور بندگان اقدس فرستاده شد
غلامان بالشكـر جـرار بسرعت باد و برق از قلعه زنه خان روانه بجانب لشکر گاه دشمن شده
خود را بزودی رسانیدیم هنوز لشکر ظفر اثر نرسیده بود که لشکر ترکستان در جلگه
سنگ خرا مان قدم زده بحضور امیر محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان لشکر گاه
خود را دست بتاراج گذاشتند در همان حین غلامان با افواج خون خوار خود را رسانیدیم از اقبال
شهنشاه عالم پناه دو شخص بزرگ و دو سر کرده قوی فراری شدند افسران بی سر و لشکر یان
بیعد با قبال شهنشاه والا گهر بقاعده نظام سلامی گر فتند و مطیع و منقاد شدند بعد ازان
لشکر ظفر اثر را حکم تاراج غماز طفیل دولت خداداد جیب و دامان شان از نقد و جنس
پز گر دید از فضل خدا وند واقبال پادشاه عدالت گستر از هر باب و هر خصو ص آسوده
خاطر گردیده عازم حضور با هر النور میباشیم بحضور شمس ظهور این فتح نما یان را
خداوند مبارك گر داند . زمانی که فتح نامه بحضور سر کار والا تبار رسیده لشکری
که در شش گاو بودند از خرسندی سر را از پای نشنا خته بسرعت خود را به لشکر گاه
دشمن رسا نیده حتى المقدور از تاراج كما میاب و بهره مند شدند بعد از ان جمع لشکر
بفتح و فیر وزی باز گشته در شش گاو بخیمه و بارگاه خود آمده آسوده و بر قرار نشستند
لاکن سر کار رعیت پرور يك هفته دیگر درشش گاو توقف فرمودند تا شکست و ریخت
لشکریان سرشته شد و چنانچه از لشکر درون قلعه هشتاد و سه نفر زخمی و مجروح شده بودند
و از لشکر سردار دلاور سردار عبدالرحمن خان اضافه از دوصد نفر زخمی بودند که جمیع
زخمی ها را بخیمه های جداگانه مامور معالجه کرده بجراحان قابل سپردند که معالجه نمایند
لاکن از با عث خنک و صاعقه وز مستان سخت مجر وح ها را يكـهفته قبل فرستادند و امر
فرمودند که هر روز دو فرسخ منزل زده شب را درون قلعه ها صبح کنند که زخمی ها یاسودگی
بر و ند تا زمانی که داخل شهر کابل شوند و خداوند عالم شفاء کامل عطا کند بعد از
ورود کابل اشخا صیكه خانه از شهر و دهات بودند بمنزل و مکان خود رفتند و کسانیکه
مسافر بودند بخانه های سر کاری فرود آمده معالجه شدند تا بفضل خداوند شفاء کامل
یافتند وبخدمت ها موری خودها مورشده از حضور سرکار نوازش و مهربانی دیدند چنانچه
بعضی از انها صاحب منصب و افسر گردیدند لاكن چند نفری از جمله زخمی ها در بین راه
وفات یافته بمعرفت فقرا و رعیت به عزت تمام دفن شده بودند مختصر سخن سرکار امیر شیر علیخان که از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
