BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 335

Page 335

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 335 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٧٦) جلد دوم رکابی یکصد وسی نفر بودند مناصفهٔ آنرا بجنگ مامور فرمودند و امر کردند که یکباره دست باشمشیر خود را بقلب دشمن بزنید ودود از نهاد شان بر آرید حسب الامر سردار عالی مقام سواران دلاورانه خود را بلشکر بخارا زدند و در قلب سواران شان تاختند هنوز اندک کروفری نکرده بودند و لحظه نگذشته بود که لشکر پادشاه بخارا عنان باز کشیده راه بخارا پیش گرفتند و جان عزیز خود را بسلامت برده و بسرعت رانده فراری شدند بندگان عالی که فراری شدن لشکر پادشاه قوی هیکل بخارا را تماشا نمودند بخنده افتادند بعد از ان سواران خود را مانع از جنگ شده و امر کردند که از دنبال لشکر بخارا نرفته باز گردند اشخاصیکه از لشکر پادشاه دلاور بخارا اسیر دست لشکر یان حضور گردیده بودند آزاد کردند و مرخص بخارا نمودند که باوطان خود بسلامت بروند هرچند که از پادشاه بخارا غیر بزرگی بعمل آمد اما بندگان سردار نامدار پادشاه زادگی را از دست نداده بمروت پیش آمدند و فرمودند که چند روزی در بخارا استقامت کردیم پاس آن بخاطر داریم نظر به کوتاه طریقی پادشاه نیازیه ارد چنا نچه لشکر بخارا در وقتی که از بخارا به قصد گرفتن بندگان عالی بر آمده بودند هریک خود را چون رستم زال وافراسیاب ترک وبهرام گور وسکندر رومی پنداشته لاف نموده بودند درستی كه بيك حمله پنجاه سوار افغان فراری شده نیزه های خود را بزمین انداخته جانب بخارا راهی شدند ندانم چه لقب اسم گذارم اما حسرت میکنم از خلق افغانستان هرگاه چنین نبودی تمامی ولایتهای از يك ازان میبودی و قوت دستگیری نمیرسیدی ظاهر است که در وقت فرار شدن دوصد نفر از دست پنجاه سوار افغان و نیزه های خود را در میدان جنگ واگذار شدن از همین نکته غیرت و دلاوری شان مشخص است اکنون ای تحریر کننده کتاب بس کنید و دیگر از غیرت و شمشیر مردم بخارا سخن نکنید که توصیف آنها از دستان قلم راست نمیاید ظاهر و هویداست چه حاجت به تحریر کردن دارد همان بهتر که از مطلب سخن سازید و سر مطلب باز گردید مختصر کلام سردار عالی مقدار آسوده خاطر بجانب سمرقند رهسپار شدند و بعد از يك شب و روز از خاك بخارا برآمده بخاك روسیه داخل شدند کبار کسان روسیه که قبل ازین آگاهی داشتند فورا كبار گذاران سمرقند آدمان بزرگ وافسر مهمان دار بحضور بندگان سردار عالی فرستاد که خدمت گذاری کرده بعزت تمام عازم سمرقند شوند چنانچه به همین متوال منزل بمنزل خدمت کرده وارد سمرقند شدند لا کن لحظه بلحظه به عزت داری بندگان عالی می افزودند از جمله عزت داری آنکه بدروازه قلعه رخا ه در چهار باغ پادشاهی که از پادشاه بخارا از قدیم مانده بود . اما چنان چهار باغی که دم از خلد برین میزد سزاوار بندگان عالی دیده جای و منزل دادند و استقامت فرما شدند و شب و روز خدمتگارا ران و مهماندا ران روسیه در حضور باهرالنور بخدمت گذاری میکوشیدند و حاضر بودند و با مرکباز کسان لحظه تغافل نمی ورزیدند تا آنکه از جانب دولت معارج مقرر شد و ماه در ماه سردار عبدالله خان طوخی از حضور مأمور بودند در خزینه دولتی رفته میگرفتند و ماهانه فراوان مامور ومقرر شده بود که سزاوار همچنان پادشاه و پادشاه زاده بود اضافه بران از دولت یکبار کسان سمرقند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 335. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/335 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/335
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record