Machine transcription
(۷۰)
جلد دوم
عریضة ایشك آقاسی مذکور که سراسر فخر و مباهات بود از حضور سردار عالی مقدار گذارش
یافت و از نظر فیض اثر گذشت چون ما را رقم بخود پیچید اما تخمینا درهمان وقت دو ساعت
از شب باقیمانده بود چنانچه این کمینۀ بی بضاعت که تحریر کنندۀ این گذارشات و محرر
این کتاب میباشم بدرون قلعه بخدمت ايشك آقاسی خوشدل خان حاضر بودم و بر کاب جناب
شان جان فشانی داشتم و همین سوال و جواب که از طرفین می شد از جانب ايشك آقاسی مذکور
چقدر که عریضه فرستاده شد بدست خط تحریر کنندۀ کتاب بود باری از مطلب نما نیم
و زود تر تحریر کرده انجام داریم وانفصال نمائیم زیرا که لشکر های طرفین گر فتار
صاعقة میباشند خصوص لشکر بندگان سردار والا که هم گر فتار صاعقه و بر ف و خنك
وافضل ازان گرفتار جوع که از همه قوی تر میباشد شاید مقدمه زودتر انفصال یابد و مطابق
تقدیر نتیجه بخشد بهرحال چون عریضه منظور حضور سردار عالی شد و سرا سرا يشك آقاسی
از دلاوری و شمشیر سخن کرده بودند و خود را و لشکر خودرا تمجید و در میدان دلاوری
غضنفر بقلم داده بودند و در مقابل لشکر ظفر اثر عالی متعالی لشکر جزائر جی را نقابل
ساخته از مردی و مردانگی دم میزند ازین رهگذر تاب وطاقت بر جگر آن شهسوار شمشیر زن
میدان دلاوری سردار عالی باقی نماند زیرا که در هیچ مقدمه اینچنین گرفتاری و اینقدرس
سرشته گی و پرا گنده گی ندیده دایم بفتح و فیروزی و نصرت گذرانده بودند خصوص از
اندك شكست و افضل تر از انکه مدعی سخن از شمشیر و مردانگی زد بیکبا ر آ تش غضب
شعله زدن گرفت و این غضب دوجهة داشت یکی از جانب قلعه و جنگ با مدعی و دیگر از حضور
سرکار امیر محمد اعظم ولشكر كيا. که نه خیمه ونه خورا كه ونه دیگر اسباب جنگ
که از خنك محافظت کنند از اردو نفر ستادند با وجودی که سه دفعه از مقدمه جای آدم فرستاده
شد تا زود تر بفرستند آثاری ظاهر نه شد تا همان ساعت که اخیر شب بود چنانچه قبل از ین
تحریر نمود. بودم لشکر بیچاره در مابین برف و خنك وشكم گرسنه وهم گر فتار جنگ
و جدل بودند بهر حال از کمال بزرگی و پرورش ساد ار وار غیرت مردانگی لشكر نمك حلال
با کمال تهور و شجاعت بجنگ در افتاد بمرد ی امر بادار خودرا بجا اور ده بار دیگر
بجانب قلعه یورش بردند و خودرا بمر دانگی در لب دیوار قلعه رسانیده جنگ در انداختند
و با کار دو خنجر و شمشیر نیز زد و خورد میکرد. ومردانه لشکر طرفین میکوشیدند ومی
خروشیدند و داد مردانگی میدادند و جنگ میکر دند خصوص لشکر در ون قلعه که بمثل
ايشك آغاسی خوشدل خان سر کردۀ دلاور داشتند و در جنگ و جدل سرموئی تقصیر نمیکردند
و چون شیر شرزه عسکر بیرون میکردند خصوص که دو نوبت قبل ازین مقدمه را فتح نموده
بودند آنهم در غیرت شان افزوده شده بود بنا بر این بدون خوف ور ج. با دل قوى حملة
مردانه مینمودند و شمشیر دلاورانه میزدند و باك از کشتن و قتل شدن نداشتند اما در مقابل
لشکر درون افواج ظفرا مواج بندگان عالی از بیرون چنان جنگ دلا و رانه و شمشیر
مردانه میزدند و قصد گرفتن قلعه داشتند که از حد بشر خارج بود با وجود یکه از خنك و زمهریر
و گرسنگی بهلاکت رسیده بودند لا کن از غیرت میکوشیدند و می غریدند و در با زار جان فروشی
جان عزیز را بجوی محسوب نمی نمودند تا اینکه از دیوار قلعه بعضی از لشکر یان بدرون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
