BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 327

Page 327

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 327 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٦٨) جلد دوم مقصد از دست نرود بهر حال بعد از مدت یکساعت کماحق که در لب دیوار قلعه با تیغ تیز و خنجر خون ریز داد مردانگی دادند اما تردد بسیار و کوشش بیشمار در مقابل تقدیر چه بکار چنانچه استاد میفرماید . بیت با قضا کار و زار نتوان کرد گله از روزگار نتوان کرد کردگار هر چه میکند نیکوست حکم بر کردگار نتوان کرد مصداق این افراد از لشکر سردار عالی مقدار است که از ابتدای اینکار و ارادۀ این حرکات بی فکر و تامل حرکت کرده کار بشتاب افتاد تا اینکه از تقدیرات ازلی که چون و چرا را در ان مدخلی نیست لشکر سردار عبدالرحمن خان بعد از کوشش و کشش بسیار شکست فاحش یافتند و از دیوار قلعه پس شدند و در منزل جاه که تپه جای ماهولی بود رفته استقامت کردند و خیلی این شکست خاطر بندگان عالی را مکدر ساخت لهذا بعد از شکست لشکر بیرون لشکر درون قلعه بخاطر جمعی گشته و زخمی های خود را بدرون قلعه بردند و سرشته کردند و از لشکر بیرون باقی مانده اکنون ازین شکست فاحش که اصلا بخاطر بندگان عالی خطور نمیکرد زیاد از حد کدورت آمیز شدند و غضب بر طبیعت سردار مذکور مستولی گردید زیرا به وجهه غضب ناک بودند که به آنکه از خیمه و خوراك و هیزم که امر شده بود تا همان وقت از لشکر گاه بندگان سرکار امیر محمد اعظم خان نفرستادند با آنکه سه دفعه از حضور سردار عالی آدم فرستاده تاکیدات فرموده بودند که صاعقه از حد افزون و گرسنگی افضل از آن و خنک و باد و زمهریر بدرجه اعلا و مقدمه پیش رو بهیچ يك طاقت دم زدن باقی نمانده هر چند زودتر بفرستید بهتر است لاکن از لشکر گاه آثاری ظاهر نشد و لشکریان در بالای برف شب ظلمانی را بسر می بردند و دیگر دشمن در مقابل و مقدمه بر پای و اضافه از فضای الهی مردمان کهن سال ازین خنک و صاعقه عمری بیاد نمیدادند و میگفتند شنیده نداریم تا بدیدن چه رسد اما لشکر بیرون بدرجه گرفتار صاعقه بودند که قوت دم زدن و حرکت کردن باقی نداشتند اکنون محرر کتاب میگوید که انصاف بدهید سرکرده بزرگ و پادشاه زادۀ شجاع که عمری لشکر خود را تربیت فرزندی کرده باشند امروز در شب ظلمانی مابین برف و خنک و صاعقه و گرسنگی ملاحظه فرمائید آیا باین شخص بزرگ چه میگذرد و چگونه احوال داشته باشد و بکدام زبان حواله بدشمن قوی کند و حکم جنگ بدهند باز هم آفرین به قوت و شوکت و دلاوری اینچنین سرکردۀ بزرگ که لشکر خود را بدشمن حواله میکند و صد آفرین به لشکر مردانه که با وجود بیست و پاو گرسنگی بدلاوری بجنگ دشمن رفته، قدمه مردانه میکند بهرحال سخن مختصر بندگان عالی متحیر و متفکر و راه چاره مسدود نه دست ستیز و مپای گریز پراگنده احوال مانده بودند و فکرشان بجایی نمیرسید لاکن از تقدیرات ازلی بی خبر چنانچه فرمودۀ استاد است. مثنوی قضا شخصی است پنج انگشت دارد که خواهد بر کسی محنت گذارد دویی چشمش نهد دو بر بناگوش یکی بر لب نهد گوید که خاموش

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 327. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/327 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/327
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record