Machine transcription
(٦٧)
پاد شاهان متأخر
عبدالرحمن خان رسید در غضب در آمده رقعه بدیگر فرستادند مضمون رقعه ثانی بندگان عالی
عالیجاه ايشيك آقاسی خوشدل خان را واضح باد عريضه شما كه سراسر فریب بود از نظر گذارش
يافت واز مکر وفریب شما دانسته بندگان عالی گردید مهلت یکساعت ممکن نیست یا از در صلح
سخن سازید یا از در جنگ پیش آئید فقط . باری چون رقعه سردار دلاور سردار عبدالرحمن خان
بدرون قلعه رسيد وملاحظه شد ايشيك آقاسى مذكور كه از پدر میراث مردانگی و شمشیر زدن
داشت بدون خوف ورجا عريضة فرستاد .
مضمون عریضه :صاحبا من سرشت ما خاندان راستی میباشد نه غدر وفریب اماغلام خوشدل
نام دارم وپسر شیر دل میباشم و پدرم شیردل نام دارد و شیر دلانند نخواهند که از پسر شیر دل روباه
صفتی پیش آید هر گاه عریضه غلام فریب باشد و قبول خاطر خطیر بندگان عالی نشود مهتارنه
سرغلام و گنگره قلعه سزا وار است والسلام مختصر کلام چون امور قلعه بصلح انجام نیافت ونوبت
بشمشیر تیز و تفنگ خون ریز و خنجر بی تمیز رسید سردار عبدالرحمن خان که شخص نامدار
غیور و شجاع مردانه بود ودر خطه افغانستان بشمشیر مردی ودلاوری معروف ومشهور روز گار
بودند از عریضه ايشمك آقاسی خوشدل خان در غضب شده توپهای اژدر دهان آتش فشان را
امر کردند که قلعه را در میان گرفته كن فيكون سازند وبخاك دهر برابر کنند و تفنگ چیان
مهر کن نیز دست بر احکام فرمودند که به تفنگ مارتین که چشم مور را در شب تار میزدند دود
از نهاد قلعه گیان بر آرند و فغان شان بملکوت رسانند حسب الامر توپ چیان وتفنگ چیان
چابك دست بدو ساعت دود از نهاد قلعه بر آورده در و دیوار قلعه را بخاك زمین یکسان کردند
وچنان کاو امریزی کردند که گویا تگرک از آسمان قهر و میر بخت تخمینا دو ساعت کامل کلوله
ریزی بود تا در و دیوار قلعه فرو نشست و دو حصه از در و دیوار قلعه با قبیاماند لاکن لشکر درون
قلعه در مقابل جنگ و جوش لشکر بیرون داد مردانگی را بغیرت و مردانگی دادند و جواب به جواب
به تفنگ جانسوز جواب میگفتند و به غیرت میکوشیدند تا آنکه از شب دو ساعت گذشت
و در ودیوار یکطرف قلعه باقی نماند بعد ازان لشکر بیرون بامر سردار همایون بجانب قلعه
ولشکر درون پرش بردند و بمردانگی و دغدغه خود را بدیوار قلعه رسانیدند و جنگ پیوستند
از انطرف لشکر درون که سر کرده شیر دل داشتند بمثل شیر غران و ببربیان در میدان نبرد
جولان کرمیدان بودند و در مقابل دشمن تقابل شده مردانه جنگ پیوستند و خودرا بسر بالئن
رسانیدند و با کار دوخنجر و شمشیر بران و سرنیزه خون چکان بهم در آمیختند و بمردانگی
و دلاوری کوشیدند و جوشیدند و خروشیدند و بجنگ در آمدند و در غیرت سر موئی تقصیر
نکردند تخمیناً یکساعت کامل هم چنان زد وخورد میکردند و در بازار جان فروشی جان خود را
گویا بهر کاهی نمی شمردند چنانچه فلك كم رفتار وفتنه انگیز باوجود کم رفتاری از بن
شمشیر زنی وازین رفتار و ازین کر دار متحیر بود وانگشت حیرت بدندان حسرت گزیده
متفکر مینگر پست خلاصه کلام از طرفین خیلی کشته وزخمی شد گویا از قدیم پدر کشی داشتند
ای فلك خانه ات خراب شود چگونه گناه از خطه افغانستان صادر شده که در زمان قلیل اینقدر
جوانان به قتل رسیده و هنوز هم خواهند رسید حیف از افغانستان وصداحیف از قتل جوانان
كاش اينقدر قتال ومقتولی براه دین مبین می شد که موجب سر افرازی دین و دنیا میگشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
