Machine transcription
جلد دوم
(٦٠)
نصیر خان جرنیل که صاحب اختیار کل لشکر ومنصبه دار بزرگ لشکر گیاه بودند با مر بندگان
عالی مامور این خدمت شدند و یومیه اسپ واشتر باطراف دور ونزدیك غزنين به جهۀ غله
خورا که لشکر میفرستادند لا کن مقرر يك رجمنت دو رجمنت رساله بهمرا ی اسپ و اشتر
میرفتند وشرط احتیاط بجامیآوردند ومعا فظت میکردند بعضی اوقات خود نصیرخان جرنیل
با اتفاق اسپ و اشتر و رساله همراه بودند تا اینکه سرکار عدالت گستر پادشاه قوی شوکت
سرکار امیر شیر علیخان اطلاع یافتند بعد از آن متوجه اطراف غزنین وغیر آن شده بهر جاه
فوج و اشخاص کاروان وسپاه مقرر کردند که محافظت کنند و نگذارند که غله بجانب
لشکر ترکستان برود و اضافه بران اسباب جنگی و آماده کار و زار گردیده چنانچه
سردار فتح محمد خان وايشك آقاسی شیر دل خان باسه هزار سوار و پیاده پلتن و توپخانه
ما مور شهر غزنین فرمودند چنانچه رفته سرعت وارد غزنین شدند و حدودات آنرا
سوار و پیاده مقرر کرده محافظت کردند به نحوی که یکدانه غله تا بيده وكياه بجانب لشكر
ترکستان نرود و کسی ندهد که موجب سخط و جر یمه سر کاری میشود و دیگر بعد از
مرخص کردن سردار فتح محمد خان وايشك آغاسی شیر دل خان از حضور شهر یار
عدالت پرور ايشك آقاسی خوشدل خان را با هشت بیرق جزایر چی و یکصد سوار
خوانین مکمل اسباب در قلعه زنه خان که مابین لشکر ترکستان و غزنین بود و نصیرخان
جرنیل دایم از همان راه به لشکر ترکستان غله میبردند و بدون آن دیگر راه غله بردن
نبو د که غله میکشیدند مامور ومقرر فرمودند که بزودی رفته قلعه را تصرف دارد
و سد راه لشکر ترکستان شوند ايشك آقاسی مذکور با لشکر ماموری به تلاش تمام
رفته خود را درون قلعه رسانیدند و تصرف کردند و انتظار ورود لشکر دشمن بودند
و منتظر کار و زار بوده شب را بروز و میا وردند و قلعه را بدرستی
ومردانگی محافظت مینمودند اتفاقا روزی نصیر خان جرنیل بقرار ماموری بايك ريچمنت رساله
و دو صد سوار خوانین و پنجصدراس با بو از لشکر گاه بر آمده بقانون هر روزه بجانب غزنین روانه شدند.
در بین راه واقف شدند که سردار فتح محمد خان وا یشك آقاسی شیر دل خان با فوج
بسیار در غزنین رسیده انتظار آمدن دشمن میباشند و مانع از غله بردن لشکر ترکستان
بخاطر دارند و نمیگذارند که از جانب غزنین و اطراف آن غله به لشکر دشمن برسد اضافه
بران در بین راه لشکر ترکستان قلعۀ بزرگی بود که آنرا قلعۀ زنه خان مینامند ايشك آقاسی
خوشدل خان باهشت بیرق جزایر چی و یکصد سوار خوانین مامور است ورفته تصرف نموده
اند و سد راه لشکر ترکستان شده نمیگذراند که غله ببرند و راه رفت و آمد را مسدود کرده اند
نصیر خان جرنیل ازین راه فورا عریضه بحضور بندگان عالی سردار عبد الر حمن خان
فرستاد و از کمال سپاه پیشه گی و شجاعت دور بجمنت رسالة دیگر از لشکر گاه طلب کرده
بر کاب خود همراه کردند و بادل قوی بجانب غزنین روانه شدند .
فصل : در مقدمه قلعه زنه خان وشش گاو و شکست سرکار امیر
محمد اعظم خان و سردار عالی مقدار سردار عبدالرحمن خان و فتح نمودن
سرکار امیر شیر علیخان بعون و عنایت ایزدمنان
اکنون قلم دوزبان را راجع بداریم بجانب مقدمه و سخن را بطریق اختصار
زودتر تمام بداریم تا بر خواننده و شنونده ملال خاطر نگردد و نکته گیران دربارۀ محرر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
