Machine transcription
جلد دوم
(٥٣)
موصوف نجاتی برای شان حاصل شود سردار فتح محمد خان در قلعه شاه علی اکبر رسیده فرود
آمدند آقای سید استقبال کرده به اعزاز واکرام پیش آمدند و سردار مذکور را عزت داری
نموده بعد از آن التماس پناه آورنده ها را کردند و سردار فتح محمد خان بلحاظ شاه علی اکبر
آقا قبول کردند و بد مه گرفتند که از حضور سرکار خداجوی و پادشاه دادگر عدالت پرور بخوبی
کدرا ده عفو گناه شان را عرضداشت دارند و بخشش بگیرند بهمین منوال از قلعه آقا عازم
لشکر گاه شدند سردار محمد یعقوب خان و فرامرز خان در لشکر گاه کابل توقف کرده بجمع
آوری خزینه نایبدا و دفینه نامعلوم و اسباب پادشاهی و انجام سلطنت از توپ و توپخانه و خیمه
و بارگاه و سرایر ده های گل دوزی که دولت عظما همیشه بتصرف دولت خداداد در آوردهند
و لشکرهای پراگنده سرکار فراری را از لشکر گاه کابل حرکت داده باردوی ظفر شکوه
برده در پهلوی لشکر دولت سرکار والا تبار جای دادند و خیمه و خرگاه برای شان زدند مقصد
در مدت سه روز از شکست و ریخت لشکر کابل آسوده خاطر شده بحضور سرکار اشرف امجد
والا وارد شدند و رویداد را بحضور پادشاه قوی شوکت چیزیکه در لشکر کابل دست داده بود
عرضداشت کردند بعد از آن که از همه امور سلطنتی فارغ شدند بندگان سرکار بدولت و اقبال
از منزل فرخنده فال غندی مرسل حرکت فرمایده منزل و مراحل طی میفرمودند و بهر منزل نیکو
فال که میرسیدند بجمع فقرا و به تمام رعایا بخصوص درباره فقیر و بینوا بهر کدام دادرسی فرموده
از انعام و احسان مضایقه نمیفرمودند وطی منازل چون نوشیروان عادل میکردند تا اینکه
بهم الخير والعافيه شهر بار عدالت گستر و پادشاه قوی شوکت همایون فرنيک منزل که پیوسته
بشهر کابل بود بقلعه قاضی بام داشت فرود آمدند و سرایر درة زرین قبا ب را باوج ماه
رسانیدند سردار محمد اسمعیل خان که قبل ازین از رویداد سردار مذکور و کابل را تصرف
کردن تحریر نموده بودم و از حضور سرکار مامور حکومت کابل بوده باستقلال فرمان
فرمائی نمودن مذکور را شرح وار نوشته در قید قلم در آورده بودم درا ینوقت که بند گان
اقدس در قلعه قاضی نزول اجلال فرمودند با مر سرکار باتفاق بعضی بزرگان وارد قلعه قاضی
شده قدم بوسی سرکبار والامشرف گردیدند و نوازشهای شاهانه از حضور در یافتند خصوص
درباره سردار محمد اسمعیل خان از حد افزون مرحمت فرمودند و از گناهان گذشته مذکور
گذشتند و عفو فرمودند و مرخص کردند که فرمان سرکار را فردا بجای آرند و مردم کابل را
از نظامی و ملکی و اعزه و اشراف بقاعده و قانون باستقبال بر آورده انتظار ورود سرکار
والا باشند چنانچه فردای آن روز حسب الامر بندگان سرکار افواج نظامی را از توپخانه
و پلتن و رساله و خاصه دار و بعد آن مردم فقرا از سادات و علما و فضلا و قاضی و قضات
و اهل کسبه از تجار وغیر آن در بیرون شهر کابل برآورده بقرار قاعده وقانون صف
بصف ایستاده کرده انتظار ورود بندگان سرکار بودند لاکن از ذوق و شوق دیدار
پادشاه را دیدن از خورد هفت ساله تـاپیر یکصد ساله که همه آرزومند چنین روزی بودند
و شبها از درگاه خداوند خواهان و بدعا یاری میکردند جمله به تماشا برآمده امید وار
قدوم فیض لزوم شهنشاه عدالت پرور انتظار میکشیدند و از پنجاب دریای لشکر که همه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
