Machine transcription
(۲۷)
پادشاهان متاخر
و خود را افلاطون عصر وزمان خود میدانستند و در فهم و فراست و عقل و دانائی ثانی نداشتند و چندین
جنگ ها را دیده و تدبیر های جنگ را طی کرده بودند هريك بدلیل و برهان عرضه
داشت میشودند منظور حضور شاهزاده والا جاه نمیشد و بر عکس آن سخن می کردند
تاغرور بدرجهٔ رسید که فرمان سر کاری و فرمان سردار محمد سرورخان را بگوشهٔ خاطر
نگرفتند و بر ضد نصایح بزرگان حضور امر کردند و آدم مقرر
فرمودند که در گذر گاه در یا هر قدر کیمه باشد حاضر نمایند و جمع آوری دارند و بسرعت
یکجاه کنند چنانچه صاحب کار کیمه ها را بحضور طلب کرده نوازش فرمودند و خلعت دادند
و مامور فرمودند تا اکیدات بلیغ بعمل آوردند قصه کوتاه صاحبکار کیمه ها که خلعت پوشید
و نوازش دید چندین کیمه های مخفی داشت همه را حاضر کرد و کیمه های که یومیه بدریا
کار می فرموده جمله را در سه گذرگاه که نزديك لشکرگاه بود حاضر گردانید بعد ازان
با تفاق کیمه چیان بحضور آمده عرضه داشت نمود و تمامی کیمه چیان بخلعت های مناسب و لایق
سرافراز گردید مختصر کلام در سه روز جمع کیمه ها انجام یافت و مکمل در لب دریا آماده
گردید و بندگان عالی نادر ثانی اراده گذشتن کردند ازین رهگذر خدمتگاران حضور که
خود را فدایی میدانستند و هر کدام نام و نشان و رتبهٔ بزرگ داشتند بار دیگر باتفاق بدون خوف
ورجا دون کیدوریا با احوال تباه بحضور شاهزاده و الاجاه آمده عرض نمودند که ای پادشاه زاده
بلند اقبال ازین خیال فاسد که سراسر خطر است در گذر دوما غلامان را بدنام و رسواء نسازید
و بقتل حضور هر کار والاتبار نیو مازید و یقین دانید که از دریا گذشتن موجب خطر است
و باعث شکست و اسیر دشمن شدن از برای خدا و رسول خدا که ازین اراده بر گردید و از لب دریا
که پشت به قندهار است حرکت نکنید و آسوده باشید که عنقریب لشکر دارالسلطنه کابل میرسد
و لشکر حضور قوی میشود امروز در مابین دو لشکر دریا گویا دست آویز خوب و سنگر بزرگ
است تا زمانی که لشکر کابل برسد و موجب ترقی دولت شود آن زمان به قتل دشمن کمر بسته
بفضل خداوند کریم حرکت میداریم و بايك حمله مردانه دشمن را از میان برداشته فرار دشت ادبار
می سازیم سردار غیور که دایم برعکس هر کار عمل و رفتار می کردند چنانچه از غصب براشفتند
و در جواب بزرگان تکلم نکردند و سکوت ورزیدند زیرا که همه بزرگان حضور فدیمی خدمتگار
ونمك حلال بودند و پاس خاطرشان کردند تا اینکه شب گذشت و فردا شد بعد از ان خود بندگان
عالی بلب دریا چون ماه باوج فلك رسیده بالای کرسی زرنگار نشستند و فوج فوج لشکر دریا موج
را در کشتی نشانده از دریا می گذراندند و متوجه احوال سپاه بودند در مدت پنج روز جمع لشکر
و کتور و خیمه و بارگاه دریا کردند لا کن گردا گرد لشکر سنگر زدند و آماده جنگ شدند
و متوجه دشمن بوده شب و روز احتیاط لشکر خود را می کردند و محافظت می نمودند تا ضرر از دشمن
نرسد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
