BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 286

Page 286

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 286 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۷) پادشاهان متاخر و خود را افلاطون عصر وزمان خود میدانستند و در فهم و فراست و عقل و دانائی ثانی نداشتند و چندین جنگ ها را دیده و تدبیر های جنگ را طی کرده بودند هريك بدلیل و برهان عرضه داشت میشودند منظور حضور شاهزاده والا جاه نمیشد و بر عکس آن سخن می کردند تاغرور بدرجهٔ رسید که فرمان سر کاری و فرمان سردار محمد سرورخان را بگوشهٔ خاطر نگرفتند و بر ضد نصایح بزرگان حضور امر کردند و آدم مقرر فرمودند که در گذر گاه در یا هر قدر کیمه باشد حاضر نمایند و جمع آوری دارند و بسرعت یکجاه کنند چنانچه صاحب کار کیمه ها را بحضور طلب کرده نوازش فرمودند و خلعت دادند و مامور فرمودند تا اکیدات بلیغ بعمل آوردند قصه کوتاه صاحبکار کیمه ها که خلعت پوشید و نوازش دید چندین کیمه های مخفی داشت همه را حاضر کرد و کیمه های که یومیه بدریا کار می فرموده جمله را در سه گذرگاه که نزديك لشکرگاه بود حاضر گردانید بعد ازان با تفاق کیمه چیان بحضور آمده عرضه داشت نمود و تمامی کیمه چیان بخلعت های مناسب و لایق سرافراز گردید مختصر کلام در سه روز جمع کیمه ها انجام یافت و مکمل در لب دریا آماده گردید و بندگان عالی نادر ثانی اراده گذشتن کردند ازین رهگذر خدمتگاران حضور که خود را فدایی میدانستند و هر کدام نام و نشان و رتبهٔ بزرگ داشتند بار دیگر باتفاق بدون خوف ورجا دون کیدوریا با احوال تباه بحضور شاهزاده و الاجاه آمده عرض نمودند که ای پادشاه زاده بلند اقبال ازین خیال فاسد که سراسر خطر است در گذر دوما غلامان را بدنام و رسواء نسازید و بقتل حضور هر کار والاتبار نیو مازید و یقین دانید که از دریا گذشتن موجب خطر است و باعث شکست و اسیر دشمن شدن از برای خدا و رسول خدا که ازین اراده بر گردید و از لب دریا که پشت به قندهار است حرکت نکنید و آسوده باشید که عنقریب لشکر دارالسلطنه کابل میرسد و لشکر حضور قوی میشود امروز در مابین دو لشکر دریا گویا دست آویز خوب و سنگر بزرگ است تا زمانی که لشکر کابل برسد و موجب ترقی دولت شود آن زمان به قتل دشمن کمر بسته بفضل خداوند کریم حرکت میداریم و بايك حمله مردانه دشمن را از میان برداشته فرار دشت ادبار می سازیم سردار غیور که دایم برعکس هر کار عمل و رفتار می کردند چنانچه از غصب براشفتند و در جواب بزرگان تکلم نکردند و سکوت ورزیدند زیرا که همه بزرگان حضور فدیمی خدمتگار ونمك حلال بودند و پاس خاطرشان کردند تا اینکه شب گذشت و فردا شد بعد از ان خود بندگان عالی بلب دریا چون ماه باوج فلك رسیده بالای کرسی زرنگار نشستند و فوج فوج لشکر دریا موج را در کشتی نشانده از دریا می گذراندند و متوجه احوال سپاه بودند در مدت پنج روز جمع لشکر و کتور و خیمه و بارگاه دریا کردند لا کن گردا گرد لشکر سنگر زدند و آماده جنگ شدند و متوجه دشمن بوده شب و روز احتیاط لشکر خود را می کردند و محافظت می نمودند تا ضرر از دشمن نرسد .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 286. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/286 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/286
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record