BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 273

Page 273

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 273 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٤) جلد دوم راه سپار گردید افوا ج خونخوار ولشکر جرار که شب وروز متوجه قلعه بودند وبقصد انتقام پسر میر اتالیق بیشتر می کوشیدند از رفتن مذکور اطلاع یافته فوراً سوار رساله را مقرر فرمودند چنانچه اول روز سوار مذکور رسیده پسر میر اتالیق را از بین راه گرفته محبوس آوردند و پنجنفر خدمتگار مذکور در حدود سنگر بدست افتا دند واسیر پنجه شیر شکاران حمله ور شدند و جمله را بزنجیر و ند وز ولانه بلشکر گاه آوردند بعدازان که بحضور بندگان عالی منظور گردند حسب الامر در لشکر گاه دار بر پا کرد پسر میر اتالیق را با خدمتگاران مذکور بدار کشیدند و از وجود ناپاك شان جهان را پاك گردانیدند بعد از دار کشیدن پسر میر اتالیق مردمان انخچه روی نیاز و التجا بحضور سردار سالار خدا جوی آوردند وعذر نادانی خودرا کردند و از حضور پادشاه عدالت گستر نوازش ومهربانی دیدند وگناه شان عفو و بخشیده شد مگر اشخاص که شریر و فتنه انگیز بودند در بتوقت که بدست افتادند همه را بقتل رسانیدند بعد ازان بخاطر جمعی تمام چند روزی در باغات انخچه لشکر گاه نموده به عیش و عشرت نشستند وخوا ستند که قدری لشکریان آسوده خاطر شوند زیرا که زحمت بسیار کشیده بودند خصوص که در باب لشکر داری ولشکر کشی وغم خواری افواج مقابل بندگان سردار عبدالرحمن خان در افغا نستان نمی گذرد و سابق بر اینهم یقین نگاشته باشد و بعد از این هم نخواهد گذشت گو یا سایر سپاهی لشکر خود را فرزند عزیز می دانست و نوازش میفرمود چنانچه شمهٔ از سپاه نوازی بندگان شان را قبل ازین درقید تحریر درآورده بودم باری سخن بدیگر جای بود هنوز یکهفته در باغات انخچه توقف نشده بود که فلك کج رفتار رشك باحوال لشکر جرار برده طبل کج رفتاری زدو کینه دیرین را بخاطر آورد و بقصد خون ریزی دست و بازو کشاد مصدقات این مقال آنکه خبر رسید که میرمحمدخان کوسه و یگدل بیگی سرپل که باتفاق میر رستم خان کوسه فرار دریای آمو به شده بجانب بخارا راه سپار گردیده بودند در این موقع باز از دریا بجانب ترکستان گذشته وارد اند خوی شدند غضنفرخان بفر حکومت خان که حاکم اندخوی بودند با میر محمدخان کوسه متفق شده بجانب میمنه روانه شدند از این خبر پنج روزی نگذشته بود که از شبرغان خبر رسید آنکه میر حکیم خان حاکم شبرغان که قبل ازین باتفاق حاکم اند خوی بقد مبوسی حضور بند گان سالار رسیده سرافراز شده بودند و واپس حکمران ولایت خود گردیده بود. خاطر جمع می گذراندند اضافه بران میر حکیم خان دختر خودرا نامزد حضور عالی نموده سزاوار احسان و نوازش بودند خوف بیجا کرده بفریب میرمحمدخان کوسه فریب خورده ترك عزت خود کردند و از راه آمیدن عبدالله خان ازيك بسرعت تمام بجانب میمنه فراری شدند لهذا چون بندگان سردار سالار متواتر این اخبارات را شنیدند ومتوجه امورات شدند متفکر ماندند زیرا که سردار عدالت گستر صاحب تدبیر و صاحب اندیشه وصاحب فکر دور اندیش بودند ازین خبرهای پی در پی بفکر درماندند چنانچه فرموده شاعر است شعر تا نکنی پای قدم استوار پای منه در طلب هیچ کار در همه کاری که در این در نخست رخته بیرون شدنش کن درست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 273. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/273 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/273
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record