Machine transcription
(۱۲)
جلد دوم
وآثاری باقی نمانده بخاك زمین یکسان گردیده بود و مردم قلعه بسیاری بغر گا. و بگوشه های
دیوار پنا برده زندگانی می کردند و شب و روز بعذاب الیم گرفتار بودند تا اینکه مدت
قلعه بندی از سه ماه تجاوز کرد و خورا که درون قلعه باقی نماند و گرسنگی دسته ا، و روزها
را بفاقه گی بشب میر ساند و شب ها را بجر ثقیل بروز می آوردند تا کار درون قلعه بجایی رسید
که هر شب پنج پنج ده ده از درون قلعه بدر شده خودرا به لشکر گاه میرسانیدند و مر گ خودرا
بخود شرف دانسته بحضور مبارك رفته سلام می کردند تا عاقبت بدرون قلعه قلیلی باقی
ماند و آنهم مرگ ها را بزند گی افضل میدانستند زیرا که بهلاکت رسیده بودند شب ها
از جای ماست مهتاب می لیسیدند و روز ها بجای نان بقرص آفتاب قناعت میکردند مختصر
کلام چند روز دیگر بهمین منوال گذارش یافت و هر دو جانب به تنگ آمدند خصوص افواج
خونخوار که گاهی این چنین زبونی را ندیده بودند که اندك لشکری مدت سه ماه سدراه شان
گردد و بادریای لشکر مقدمه کند عاقبت با وجود نا خوشی بسیار و پراگنده گی بیشمار
اتفاق کرده یکشب از چهار جانب برش برده خود را درون قلعه زدند و بمردانگی خود را
بدروازه رسانیده در را کشادند و لشکریان داخل قلعه شدند و هر جانب دست به قتل گذا شتند
و قتل نمودند و در قتل مردم قلعه سر مویی تقصیر نکردند و از غیض و غضب
متنفسی باقی نگذاشتند و خورد و بزر گ قلعه را تمام کردند لاکن باخبر و فر مان سر دار
سالار باعیال و اطفال درون قلعه غرضدار نشدند و بسلامت گذاشتند الا آنکه پسر میر اتالیق
خوفیه از قلعه بر آمده بجانب آقچه فراری گردیده و باقی زنده جان از مردم از یکه درون
قلعه زنده نماند الا اطفال صغیر و عیال های جوان و پیر
و دختران بکر خواه صغیر و کبیر که در حفظ خدا وند بامر پاد شاه صاحب تدبیر محفوظ
ماندند واحدی از سپاه پیرامون شان نگشتند و دست بی ناموسی دراز نکردند و لحاظ خدا
و رسول خدا و غیرت دینداری را بجا آوردند و غرضدار نشدند بهر حال پنجروز در ملك
توقف کرده بمعرفت مردم فقراء مقتولان را دفن فرمودند بعد ازان کوچا، کوچ در حدود
آقچه رسیده منزل گاه کردند و خیمه و بار گاه باوج ما، رساندند لاکن مردم آقچه بر گشته
بخت که در وقت شورش از یکیه خود را داخل نکرده دور اندیشی نموده بودند در اینوقت
که سزاوار احسان و نوازش بودند پسر میر اتالیق را جای دادند و یاری کردند و فریب
نامبرده را خوردند و از دولت خدا داد رو گردان شدند و تکیه بر حصار فر سوده نمودند
وخاك ادبار بر فرق روز گار خود ریختند و خودرا بدنام دولت خداداد کردند و رجوع
بجنگ آوردند و جنگ انداختند و در مقابل دولت خدا داد خود را مقابل داشتند و غائله خودرا
بعذاب الیم گرفتار کردند خلاصه کلام بندگان سالار با لشکر جرار چون باطراف قلعه رسیدند
و بخت بر گشته گی و رفتار بد و کردار زشت مردم اقچه را دیدند تعجب نمودند و فرمودند
زهی افعال بد که در زمان طغیان از بکیه چگو نه دور اندیشی و عاقبت بینی حال که وقت
عزت پیش آمد خود را بذلت گرفتار کردند و از باعث یکنفر منافق کذاب پسر مر اتالیق
خان بدنام دولت خداداد نمودند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
