BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 266

Page 266

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 266 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۷) ياد شاهان متاخر جلد دوم و قانون استادند این بود که بندگان سرکار با دل مجروح و قلب شکسته داخل لشکر نامشده توقف کردند تا زمانیکه سلامی تمام شده بعد بندگان اقدس بايك يك سپاه نوازش و مرحمت فرموده گذشتند هم چنین با مردم فقرا از سید وسادات و قاضی و قضات و علماء و فضلاء و فقیر و بی نوا. مرحمت کرده گذشتند لاکن سردار محمد یعقوب خان و سپاه سالار در خدمت گذاری بندگان پادشاه قوی شوکت آزرده خاطر در عین فروتنی خدمت می کردند تا اینکه داخل شهر هرات گردیدند گویا سرموی در جان نثاری تقصیری نکرده چون وارد شهر شد پادشاه دلاور وسر کار غضنفر فر در عین جلال و شوکت و اقبال در باغ شاهی بر تخت دارایی دارالسلطنه هرات آسوده بر قرار نشستند از رنج راه پر آسودند باری سردار محمد یعقوب خان وفرا مور خان سپه سالار چنان کمر بخدمت گذاری و جان فشانی بسته داشتند و متوجه امر سر کار بودند که گویا جمیع کدورت های سابقه را از دل سرکار بدر کردند و باخلاص و صداقت می کوشیدند تا اینکه فرمان سرکار بیکر فتن لشکر جديد صادر شد و فرمان کردند که از سوار و پیاده لشکری بسرعت گرفته جمع آوری دارند که باید در مدت شش ماه افواج قدیمی و جدیدی مکمل گردیده از نظر فیض اثر گذارش یابد و اسباب ملکی و نظامی انجام پذیرد که آثاری باقی نماند زیرا که بندگان اقدس اضافه از شش ماه طاقت و صبر و تحمل ندارد لزوم که بعد از موعد مأموری بقصد انتقام روانه گردم تا کینه است مختصر کلام بنا بر امر سرکار همان بنده گان عالی سردار محمد یعقوب خان و سپاه سالار شب روز متوجه لشکر گیری شده لحظه آسوده و آرام نبودند چنانچه در مقابل فوج قدیمی لشکر جدیدی گرفته مکمل کردند بقانون نظام وقواعد آموخته کردند که فرق در لشکر قدیم و جدید باقی نماند هر دو لشكر بيك قانون قواعد میکردند و آماده ومكمل بودند خاص سخن در مدت شش ماه اضافه تر و بهتر از جمیع ثمارات نظام داری سرشته کردند و اسباب سفر را مکمل و مسلح نمودند چنانچه چشم بیننده کمتر دیده باشد چنانچه سزاوار هزاران تحسین و آفرین گردیدند چون از همه امور نظام داری از جزوی و کلی فراغت حاصل کردند بعد از ان بحضور بندگان اقدس رسیده عرض داشت کردند که حسب الامر و فرمان سرکار جميع افواج را از سوار و پیاده و توپخانه و خامه دار و سر بار ملکی یومیه از حضور گذرانده موجب تحسین و آفرین گردیدند تا اینکه جمع توپ خانه و لشکر و افواج از سوار و پیاده منظور حضور فیض ظهور شده از نظر سرکار والا تبار گذارش یافت خاطر خطیر سرکار از سردار محمد یعقوب خان وفرامرز خان سپاه سالار مسرور و خورسند گردیده بخلعتهای فاخره و شمشیر جواهر نشان و اسپان تازی نژاد بازین ویراق طلا و دانه نشان سرفرازی حاصل کردند و آماده خدمت و فرمان حضور بودند لهذا چون سرکار اشرف از جانب لشکر و انجام سفر آسوده خاطر شدند بعد از ان عزم رفتن را بغیود جزم کردند واراده رفتن نمودند قضا را قرعه اندازی بحضور سردار عالی سردار محمد یعقوب خان عریضه فرستاد و عرض داشت کرد بندگان سرکار شنیده میشود که عزم سفر دارند بجانب دشمن روانه میشوند لاكن در قرعه چنان نظر افگنده شد که ستاره سر کار امیر شیر علیخان در مقابل ستاره سردار عالی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 266. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/266 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/266
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record