BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 20

Page 20

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 20 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٢) کریم داشت و خطوط بسیاری از تاشقرغان بجهت بزرگان کابل و اطراف کابل فرستاد از ورود خود اطلاع دادند و ترغیب بغزا نمودند و از نوازشات حضور خود همه را امیدوار ساختند چه انچه در مدت سه روز جميع خطوط مردم بکابل فرستاده شد و آسوده خاطر شدند روز چهارم از تاشقرغان حرکت فرمائیده بسرعت تمام خود را در با میان که گویادر وا زه کابل است رسانیدند و از آنجا نیز بمردم افغانستان خصوص کابل و اطراف کابل خط فرستادند و اطلاع دهی کردند و امر بشورش نمودند چنانچه قبل از ان هم از بدرفتاری فرنگی وسخن های قبیح شاه شجاع مردم اطراف کابل و بزرگان شهر کابل سر بشورش برداشته بودند ازان جمله شجاع الدوله که پدرش وزیر شاه شجاع نامیده میشد و از ستم انگلیس باعث مردم کابل در آزار بود خصوص از حضور خود شاه بچند وجه خاطر آزرده داشت اضافه بران روزی از اقوام وزیر بحضور شاه یکصد سوار سان میداد البته سو اران قدری پراکنده بودند شاه در بارهٔ ایشان تمسخر کرد و سخنهای زشت بیان فرمود چنانچه سابق برین هم شاه خورد و بزرگ کابل را نمک بحرام مینامید تا اینکه تاب وطاقت بر جگر شجاع الدوله نمانده کمر به قتل شاه بسته کرد و به ارادهٔ قتل شاه شب را برود می آورد و روز را بشب میرساند اتفاقا ازین طرف خطوط وزیر محمد اکبرخان رسید و از ورود خود اطلاع داد بعد ازان شجاع الدوله با دل قوی ارادهٔ قتل شاه را بخود مصمم کرد و با چند نفر بزرگان که همه باوی گرویده بودند آماده کار شدنه به قتل گاه که موضع در ودشاه بود رفتند ومنتظر آمدن شاه نشستند لاکن قاعدهٔ شاه چنان بود که وقت سحر قبل از شفق دمیدن از بالا حصار کابل سوار میان شده با قلیلی خدمتگار در لشکرگاه انگلیس که بسیاه سنگ توقف داشت میرفت و نماز صبح را با مردم اسلام که در لشکر فرنگی بودند با جماعت میخواند و تا ساعت نه بجه روز در سیاه سنگ می بودند ثانی سوار شده در بالاحصار می آمدند وبر سر یر حکمرانی بر تخت سلطنت می نشستند و فرمان فرمائی نموده سه ساعت متوجه عرض وداد فقرا میبودند تا آنکه شجاع الدوله که بهمین اراده کمر بسته بودند فرصت یافته باتفاق چند نفر خفیہ بدروازهٔ بالاحصار نزديك آمده کمین کردند و انتظار ورود شاه را میکشیدند تا وقتی که آمدن شاه ظاهر شد و با مشعل های افروخته از دروازه بالاحصار فرود آمدند و نزديك بقاتلان رسیدند شجاع الدوله که سر کرده قاتلان و محرك قتل شاه بود و انتظار همین فرصت بود فوراً خود را بشاه رسانیده حمله کرد و دیگران نیز خود را رساندند و بضرب تیغ تیز وخنجر خون ریز شاه مظلوم را از پای در آوردند وخون او را بخاک ریختند و نعش شاه بیچاره را در همانجا گذاشتند و بماوای خود رفتند چون صبح نزديك بود وشفق دمید و روشنی دست داد شورشی عظیم بر پاشد و غلغله بالا گرفت و غوغا از مردم کابل برخواست و از هر جانب خلق عظیم جمع آمدند از ین واقعه جگرسوز لشکر انگلیس وافسران مذکور پراکنده احوال و پریشان خاطر شدند و بحال پر اختلال خود درماندند و راه چاره را مسدود دیدند لاچار در حدود سیاه سنگ و باغ شاه شکر زدند و غوغا قلعه بند کردند و خودداری خود ولشکر خود را می نمودند لاکن مرده شاه یکشبانه روز در زمین قتل گاه افتاد کسی جرئت نمی کرد که دفن سازند تا آنکه خود مردم غازی دفن کرده اسم دروازه را دروازه شاه شهید گذاشتند که تا حال هان دروازه بهمان اسم یاد کرده میشود خلاصه کلام چون

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 20. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/20 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/20
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record