Machine transcription
وزیرمت و نا امیدی از نیامدن لشکر آنجاء بسیار ملول خاطر شدند زیرا که چند ین خطوط
های پی در پی در کرم ورمت فرستاد و جوابی که باید و شاید گفته شود از آنطرف نشنیدند
بلکه در سکوت افزودند هرچند تکرار هم خط فرستاد فرمودند که دشمن کلو گیر شده
و فرصت تنگ آمده زودتر خود را برساید حاصلی پیدا نشدازین رهگذر سردار دلاور
با وجود شجاعت و دلاوری پریشان احوال شدند ومتحیر ماندند که باین لشکر قلیل در
مقابل دشمن قوی چگونه تقابل خواهم شد وخاتمة اینکار بکجا انجام خواهد یافت مخاصر
کلام سردار محمد رفیق خان که بندگان عالی را مفکر و پریشان دیدند آغاز سخن
کردند و عرضداشت نمودند که فدایت شوم آسوده خاطر باشید و خود را پراگنده
احوال نسازید مزاج سرکار اقدس را خوب میدانم و خوب می شناسم لا کن تدبیری بخاطر
غلام رسیده هرگاه فرمان باشد عرضداشت میدارم از حضور انور بندگان عالی امرشد
بعد ازان عرضداشت کرد که غلام هرچند ملاحظه میکنم و تدبیر خود را بهرطرف جولان
میدهم در دشت و صحرا تقابل شدن از عقل دور است زیرا که لشکر اندك داريم و يك
حمله مردانه لشکر دشمن زبر و زیر میشویم و برباد میرویم باید موضعی باشد که اطراف
آن کوه باشد و راه رفت و آمد از دیگر جانب مسدود و شد تا دشمن از مقابل از رو برو
جنگ اندازد اما سنگری مستحکم زده شود ولشکر درون سنگری باشد و قطعا از
سنگر بدر نشوند و بدون از فرمان افسر خود حرکت ندارند که مبادا لشکر دشمن
و افسران صاحب تدبیر شان از کمال عقل تدبیری بکار برده نقصانی بلشکر قابل عالی
نرسانند امروز همچنان تقدیری پیش آمده و بکام نهنگ افتاده ایم بغیر از همین تدبیر
دیگر علاجی نیست .
بزور و زرنشاید رد احکام قضا کردن نمی زیبد کسی را در قضا چون و چرا کردن
هر گاه چنین نبودی چرا تاحال لشکر کرم وزرمت بما نرسیده هرگاه لشکر انجام
نشدی باعث تسلی خاطر بندگان عالی و لشکر ظفر اثر ما و بود قلیای خو د بندگان سردار
کلان لازم وسزاوار آمدن داشت و باید و شاید که قبل از مقدمه بالشکر گاه میرسیدند و از
آمدن شان البته لشکر ظفراثر قوی دل می بودند - و در دلاوری شان می افزودند لا کن از
درگاه خداوند امیدوارم که بهمین تدبیر نیکو که غلام فکر نموده ام در مقابل دشمن بتقابل
شویم شاید بفضل خدا و ند فتح حاصل کنیم هر گاه ازین تدبیر بگذریم بل ظاهر است که لشکر
قندهار عالم را فرو گرفته به يك حمله مردانه لشکر کابل را از عقده جای بر کنده فراز دشت
ادبار خواهد کرد واضافه بران ممکن است که همه بزرگان و سر کردگان دستگیر خواهند
شدخصوص از حضور بندگان عالی که آب حیات ماغلامان است میترسیم که خدا نخواسته قضیه
برعکس ناقتد بهر حال تدبیر نیکوست و دست ستیز کوتاه چنانچه حکمای روزگار فرموده اند .
(بیت)
چو خصم قصد تو کرد از برای دفع ضرر بجد وجهد نرسد آنزمان توعشله وری
مختصر عرضداشت آنکه غلام که بدولت خدا داد گرویده ام و خدمتکار و جان فشانی
دارم و از خدمتگاران حضور امیر شیرعلیخان اطلاع دارم که صاحب تدبیر بعقل مستوفی
(۱۹۸)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
