Machine transcription
سردار کلان سردار محمد اعظم خان که شخص زکی و دانای روز کار و صاحب تدبیر
ودوراندیش بودند چنانچه در جمیع پسران امیر کبیر از اقبال کم واز تدبیر دنیوی در هر خصوص
افزون بل مشهور ومعروف در ایامی که لشکر کابل از ده بوری حرکت کرده در مقابل دشمن
روانه شدند سردار صاحب بپیر بفکر دوراندیش دانستند که تقابل شدن لشکر قلیل کابل
در جنب لشکر کثیر قندهار ممکن نیست و از عقل بعید است بنابران پی چاره جویی گردیده
پیک خیال را بهر طرف جولان دادند عاقبت فکر شان بدینگوته قرار یافت که تدبیری بکار برده
خود بجانب کرم وزومت که جایداد قدیم شان بود و بعد از تصرف کابل بدست آمده است بروند
و از آنجا بسرعت تمام لشکری موجود و مهیا کرده از راه لوگر در حدود غزنین خود را با لشکر
موجودی لشکر کابل وملاقات سردار عالی تبار سردار عبدالرحمن خان برسانند وملحق شوند
چنانچه به همین تدبیر از کابل نجات یافته بجانب مقصود مرحله پیما شدند تا اینکه خود
را بکرم و زومت رسانده متوجه جمع آوری لشکر جدید گردیدند اما این تدبیر نا پسندیده
و این جمع آوری لشکر از جمله محالات زیرا که دشمن گلو گیر است بهر حال از ین
گونه رویداد سزاوار تحریر و تقریر ندارد سردار کلان را در کرم و زومت بجمع آوری
لشکر بگداریم.
اکنون از حضور بندگان سردار عبدالرحمن خان دلاور صاحب شجاع شمة شنوید
بعد ازانی که تکیه و بتعالیه الهی کرده از کابل وارد غزنین شدند و انتظار آمدن
لشکر قندهار بودند لاكن بابزرگان دربار شب و روز مجلس کنکاش و گفتگوئی
جنگ وتدبیرات مقدمه کردن فی مابین بر پا بود و هريك سختی از تدبیر مقدمه میگـ فتند
و می شنیدند اما یومیه اخبار های وحشت انگیز از جانب لشکر قندهار میرسید و در خوف
وبیم شان افزوده میشد لاكن با وجودیکه عرصه راتنگ و پای گریز را لنگ و دشمن
قوی را در مقابل گلوگیر میدیدند در صبر و شکیبای می افزودند و تو کل بخدا وند کرده
بیاری باری تعالی امیدوار بودند و بزبان گهر بار میگفتند الصبر مفتاح الفرج وبا رادة
خداوندی شکر گذار بود شب را بروز می آوردند سردار محمد رفیق خان کـه شخصی
صاحب تدبير ومزاج دان بندگان سرکار امیرشیرعلیخان بودند در ینوقت بحضور بندگان
عالی وزیر اول صاحب اقتدار دربار گهر بار محسوب میشدند شب ورو ز بحضور عالی
والاتبار تسلی میدادند و عرضداشت میکردند که اول عنان اختیار در قبضه اقتدار
پروردگار است و بنده را در آن مدخلی نیست دوم امیدوارم از درگاه خداوند که بتدبیر
نیکو همچنان شکست فاحش بلشکر قندهار اندازم که بروز گارها یادگار بماند.
فرد
کارها راست کنند عاقل کامل بسخن که بصد لشکر جرار میسر نشود
مختصر کلام تا اینکه سرکار امیر شیر علیخان با دریای افواج بی شمار در حــدود
قره باغ غزنين وارد شدند و سراپرده بر پا کردند چنانچه در بین هر دولشکر دومنزل
باقیماند که تقابل شوند چون این خبر وحشت افزا گو شرد بندگان سردار عالی گردید
و به تحقیق پیوست متفکر شدند و غم فرو رفتند و بحیرت ماندند خصوص از جانب کرم
(۱۹۷)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
