Machine transcription
(۱۸۷)
گردد ثبات قلگی عین رفتار دربارۀ مذکوره دارسانیئه باشد لازم تحریر نداشت و شخص شهزاده
را سبك یاد کردن مناسب نبود هرچند که جمیع ولایت کابل از خاص و عام ازین قضیه
آگاهند بهر حال سر مطلب بازگردیم خلاصه کلام چون سردار عالی مقدار از زحمت
لشکر کشی ورنج سفر آسوده خاطر شده بر تخت سلطنت قرار یافت و پا بتخت کابل
بتصرف در آمد بعد ازان باتفاق سردار محمد اعظم خان سردار محمد شریف خان
و سردار محمد اسمعیل خان ومحمد رفیق خان و جرنیل شیخ میر خان را بحضور طلب کرده به
نوازشات شاهانه سرافراز فرمودند و آنها نیز خدمات های بزرگانۀ خود را تکراراً در مجلس
خاص يك بيك تقریر کرده در خدمات خود فخر و مباهات میکردند و سردار عالی مقدار را
از خدمات آینده اعنی مقدمه سرکار امیر شیر علیخان تسلی میدادند وغرضداشت میکردند
که امروز و فردا سردار امیر شیر علیخان با دریای لشکر از قندهار حرکت کرده بجانب
کابل میرسد و مزاج شان را کمامله از زمان خورد سالی تال حال میدانیم زیرا که
بخدمت شان عمر گذرانده ایم از درگاه خداوند امیدواریم که بتدبیرات عاقلانه که مطابق
مزاج سرکار است لشکر بی کرانه شان را شکست فاحش داده قرار دشت ادبار بداریم
همچنان که خدمت دار السلطنه کابل باصافی انجام داده شد مقدمۀ امیر شیر علیخان را نیز
بذمه مایان امر بفرمائید که بفضل خداوند و با قبال شهزاده بلند اقبال بزود ترین اوقات
بر انجام آن بتدبیرات نیکو انجام بدهیم و با تمام برسانیم لاکن عرضداشت میداریم که
آسوده خاطر نشوید و تدارك لشکر کشی و کشورستانی در امور سلطنتی را زودتر انجام
بدهید که عنقریب آمدن سرکار امیر شیر علیخان ظاهر میشود باید در آنوقت آماده و تیار
باشید بهرحال بعد از عرضداشت آنها جناب بندگان عالی متوجه کارات دولتی وامورات
سلطنتی شدند و بهر عنوان که ممکن بود سرشته نمودند زیرا که حضور خود سردار دلاور از
آمدن سرکار امیر شیر علیخان خوف کلی بخاطر داشتند و سرکار انیس را دشمن قوی
میدانستند و پادشاه غیور صاحب شجاع که مشهور آفاق المیده میشدند یقین مینمودند که
بعد از سال نو که نوروز عام افروز است بلا تعمل با شان و شوکت و جلال عازم کابل
خواهند شد ازین باعث شب و روز خواب و آرام نداشتند و بپرداخت لشکر گیری و سرشته
لشکر کشی و آماده نمودن لشکر بجهت تقابل دشمن قوی هیکل بسرعت میکوشیدند چنانچه
باطراف کابل که مردمان مشهور و قوم دار و برزگیان نامدار بودند فرمان
فرستادند و طلب حضور فرمودند و بهر کدام بنوازشات شاهانه از
نقد و جنس انعام و اکرام و احسان نموده بخرسندی مامور خدمت کردند و در باب
مقدمه با سرکار امیر شیر علیخان با هر يك از آنها اطلاع داده ترغیب میفرمودند و از
دولت خدا داد امیدوار میساختند مختصر کلام شیوۀ داد گری و دادگستری و رفتار
بزرگانه و کردار شاهانه با سپاه و فقرا بهم میرساندند و بمعرفت جرنیل شیخ میر خان
از لشکر سرکار و امیر شیر علیخان که در کابل مانده بودند هرکس را که نمک خوار
سرکار والاتبار میدانستند از نوکری موقوف و اسباب سرکاری را از مذکور میگرفتند
و اشخاصی را که سزاوار خدمتگذاری و خدمت گذاری میدیدند و جرنیل مذکور منظور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
