BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 193

Page 193

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 193 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۸۶) سخن نغمازان پیشرفت کرد و بكرسی نشست و عرضداشت خدمتگارا ران منظور بندگان عالی شد بعد ازان جميع خدمتگاران فدائی را عذرخواست والتماس فرمود ورضا مندی کرده مرخص خانه های شان فرمود د و خود سردار دولت با خته با دل مجروح وملال آگین ترك سلطنت كفته بحرم سرای والده خود رفتند و آسوده نشستند و بقول شاعر عمل نمود - جوی از مردی خود كم كن وفراغت باش . رباعی بختی دارم چوچشم خسرو همه خواب چشمی دارم چوبخت شیر ین همه آب جسمی دارم چو جان مجنون همه درد جانی دارم چو زلف لیلی همه تاب مختصر کلام سخن بطول انجامید ترسم که ملال خواننده وشنونده نشود، باری چون سردار محمد ایو ا هیم خان ترك سلطنت كفت و بكوشة منزل حجله نشین شد بعـــد ازا ن ســردار صا حب اقــبال سـرد ار عبــدالـرحمــــن خــان وسردار محمد اعظم باهزار شان وشوکت داخل بالاحصار شده به تخت دارالسلطنه شهر کابل نشست وسجدات شکر بدر گاه ایزد بی همتا بادا رسانیده آسوده خاطر شد چنانچه بعد از زحمتهاي بسیار بفضل خداوند براحت رسيد مصرع دائم نغوری به غم گساری نرسی. فصل پنجم بر بادشدن دارالسلطنه شهر کابل از سوء تدبیرسردارمحمدابراهیم‌خان‌وتصرف نمودن‌سردارصاحب‌اند‌بیر‌سردار‌عبدالرحمن خان بعقل كامل وتدبيرنيكو . کجا بودم اکنون فتاد م کجا عنان سخن شد ز چنگم رها بچنگ آورم بار دیگرچوهوط بفرما ن حی ا لذی لا يموت باری سر سخن باز گردیم چون سردار بلند اقبال برتخت سلطنت نشست وحکمرانی نمود ویومیه نقاره ها بنام دولت خدا داد بصدا در آمد ازین رهگذر که وزنی بخاطر سر دار محمد ا برا هیم خان پیدا شد زیرا که پادشاه راده وحکمران بود یکبا ره خود را عزل وبی اختیار دید خصوص ازصدای نقاره ها که بنام دشمن زده میشد بی طاقت شده خواست که ازین شهر وحصار پرفتور ویر انوفا بدر شود بهمن خیال روزی از منزل بر آ مده با دو سه خدمتگار دیگر ارادة رفتن كرد لا كن بطرزی رفتار کرد وروانه شد که سزاوار تحریر ندارد آنرا هم تقدیر دانسته بود از تقدیرات از لی بدروازه شاه شهید بدست افتاد وگرفتار بهره داران دروازه گردید ثانی به امر سردار عبدالرحمن خان ازقید بهره دارها رها یافته واپس داخل حرم سرای والده خود گردید و دیگر ز حمتی نرساندند زیـرا که طینت و کمال سردار مذ کور ظاهر بود هر چند تحریر كنندۀ كتاب این قضیه را خیا ل تحریر کر دن نداشت زیرا که شخصی بزرگ را بسخن زشت یاد کرد ن چندان لطا فتی نداشت لاكن ازنا خرد مندان روز گار ترسیدم که سخن گفتن مفت است و پول مصارف نمی شود. خواهند ایراد گرفت وخواهند گفت که این قضیه مشهور را که داخل کتاب نکرده ظاهر شد که چندین قضیه دیگر از قلم تحریر كننده باقی مانده باشد والا بشخص بزر گ با وجودیکه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 193. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/193 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/193
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record