Machine transcription
(١٦٦)
لشکر گیری و لشکر کشی شدند و لشکر در خور جنگ شرسته نمودند بعد بمصلحت دید
بزرگان دربار وارکان دولت که همه جان فشان بودند لشکرها را بجانب غوری مامور
فرمودند زیرا که سردار فتح محمد خان بامید كمك لشكر دارالسلطنه کابل در غوری
استقامت داشتند لا از از رویداد کابل حضور سردار محمد ابراهیم خان از سوء تدبیر
وبی خبری خبر نداشتند که بزرگان دربار کابل جمله در جاده نمك حرامان قدم زده اند
و قصد خرابی دولت خداداد سر کار امیر شیر علیخان را دارند و کمر بخرابی سردار محمد ابراهیم خان
بسته اند و میخواهند که پای تخت پادشاه که کابل باشد بر باد بدهند قصه کوتاه سردار
عبدالرحمن خان که مقرر پیش جنگ و لشکر کشی بودند با وجودیکه از ركاب ظفر
انتساب خود بیشتر لشکر بجانب غوری فرستاده بود غیرت دامنگیر شد سردار فیض محمدخان
که سابق حاکم آقچه بود. وبعد از آن باتفاق سردار با غیرت در تاشقرغان استقامت داشتند
در اینوقت حاکم ترکستان را مامور فرمودند و خود سردار عالی سردار عبدالرحمن خان با
دبدبه وشوکت با لشکر و کنایی از تخته پل حرکت فرموده روانه غوری شدند تا اینکه در اي بيك
بلشکر سابق که از حضور فرستاده بودند ملحق گردیده بجانب غوری طی مراحل و
منازل نمودند چون بدمنه شهر رسیدند وفرود آمدند و نزديك بمدعی شدند آوازه درافتاد
سردار فتح محمدخان که در غوری وطن کرده امیدوار لشکر کابل بودند تا همان وقت آثاری
از جانب کابل ظاهر نشد و مایوس گردیدند و در مقابل دشمن کلو گیر تقابل ورز ده
نمیتوانستند ناچار ترک غوری گفته با خدمتگاران نمك حرام بجانب کابل خنده زنان
رهسپار شدند وهمچنان ولایت بزر کثیرا مشهور آفاق بود باتوپ و توپخانه وسپاه ولشکر
بی شمار واگذار شدند .
بیت :
کسی را که تیره شود روز گار
همه آن کنند کش نیاید بکار
باری از اقبال سردار دلاور شمه تحریر داریم :
شعر :
با خدا داده گان ستیزه مکن
که خدا داده را خدا داده است
سردار عبدالرحمن خان که سرشت مذکور غیرت ودلاوری بود از زمان خورد سالی
رفتار و گفتار و کردار شان از شمشیر وجنگ وجدل ظاهر میشد در اینوقت از تفضلات الهی
ولایت ترکستان کماکان بوی تفویض شد وسریر آرای ولایت مذکور گردید وفرمان فرمای
صفحه جات ترکستان که پای تخت افراسیاب ظاهرو مشهورست بفضل خداوند بدست آمد و در غوری
بالشکرهای ماموری استقامت فرمودند لاکن متوجه كابل واطراف کابل بوده به مشورت
بزرگان حضور کمر به تسخیر دارالسلطنه کابل بسته بابزرگان ولایت کابل فرمان حجت
آمیز فرستاد از ورد خود درغوری اطلاع دهی فرمودند و ترغیب بفرمان برداری نمودند
وعهد و پیمان را موکد بقسم کرده در فرمان وعده ووعید بسیاری درج کردند واز بدرفتاری
سر کار امیر شیر علی خان بمردم خطا به فرمودند و در دل مردم از بد رفتاری سر کار
مذکور خوف وبیم انداختند وراجع بجانب خود مینمودند خصوص از سردار محمد ابراهیم خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
